یک برنامهنویس از هوش مصنوعی میخواهد قابلیتی تازه برای نرمافزار بسازد؛ چند ثانیه بعد، دهها خط کد مرتب جلوی چشمش ظاهر میشود. کد اجرا میشود و در نگاه اول همهچیز درست بهنظر میرسد؛ اما بعدتر مشخص میشود اطلاعات کاربران درست بررسی نمیشوند و یک تغییر کوچک، بخش دیگری از سامانه را از کار میاندازد.
در میان تبلیغات و هیاهوی هوش مصنوعی، یک واقعیت از نظرها دور میماند: هوش مصنوعی در تولید کد، خلاصهسازی و انجام کارهای تکراری بسیار سریع است؛ اما سرعت تولید فقط بخشی از کار است. فهمیدن اینکه چه چیزی باید ساخته شود، چه خطرهایی دارد و چگونه با بخشهای دیگر یک سامانه هماهنگ میشود، همچنان نیازمند شناخت و داوری انسانی است.
ابزارهایی مانند «گیتهاب کوپایلوت»، «کلاود» و «کرسر» میتوانند کدهای تکراری بسازند، آزمون اولیه بنویسند و برای یافتن خطا پیشنهاد بدهند. این تواناییها به برنامهنویس کمک میکنند بعضی کارها را سریعتر پیش ببرد، اما هر خط از کد همچنان باید بررسی، آزمایش و نگهداری شود.