«یک ویدئوی خندهدار دیدم، بلند خندیدم و بعد از خودم خجالت کشیدم. با این اوضاع؟» اگر این جمله آشناست، تنها نیستید. فید همه ما این روزها پر از خبرهایی است که هر روز حال آدم را پایین میکشد، و در این میان، خندیدن به یک گربه یا گوش دادن به یک موسیقی شاد حسی شبیه به خیانت ایجاد میکند! اینجا میخواهیم اسم آن حس را بگوییم و نشان بدهیم که چرا اشتباه میکنیم، و بعد در عمل بگوییم که چطور گوشی را از دستگاه تولید حال بد، به یک ذخیرهی کوچک حال خوب تبدیل کنیم.
روانشناسان به این حس «گناه از شادی» یا شکل سبکتر «گناه بازمانده» میگویند (قبلا در نوشدارو در موردش صحبت کردهایم): وقتی دیگران رنج میکشند، حال خوب خودمان بیانصافی به نظر میرسد. این حس از جای خوبی میآید، از همدلی، ولی یک فرض پنهان غلط دارد: اینکه انگار حال بد من، بار کسی را سبک میکند. اما در واقع نمیکند. آدمی که خودش ته کشیده، برای خانواده، همکار و دوستی که به او تکیه کردهاند چیزی ندارد.
پژوهشهای تابآوری همین را میگوید. در مجموعه مطالعاتی که سال ۲۰۰۴ منتشر شد، پژوهشگران دیدند آدمهای تابآور جادویی ندارند؛ فقط در میانه استرس، هیجانهای مثبت کوچک را بیشتر تجربه میکنند و همین باعث میشود بدنشان بعد از یک تجربه منفی، زودتر به حالت عادی برگردد (ضربان قلب و فشار خون، سریعتر آرام میشد) و در شرایط بد، معنایی برای ادامه دادن پیدا کنند. نظریه پشت این یافته، «گسترش و ساختن» (Broaden-and-Build)، میگوید هیجان مثبت فقط یک حس خوشایند گذرا نیست؛ ذخیرهای است که برای روزهای سخت خرج میشود. درست مثل پاوربانکی که در روزهای برقدار شارژ میکنید تا در شب خاموشی کار کند.