تصور کنید وسط روزمرگیهای پرهیاهو، نوتیفیکیشن گوشیتان صدا میکند. پیام صوتی جدیدی دریافت میکنید: «سلام عزیزم، امروزت چطور بود؟» تا اینجای کار همهچیز عادی است، اما اگر بگوییم این صدای مادری است که سالها پیش از دنیا رفته، ماجرا رنگ و بوی دیگری میگیرد.
شنیدن دوبارهی صدای عزیزانِ ازدسترفته تا همین چند سال پیش بیشتر به فیلمهای علمی-تخیلی شبیه بود، اما امروز ابزارهایی به میان آمدهاند که با زیر و رو کردن وویسهای تلگرام و واتساپ، پیامهای متنی، عکسهای اینستاگرام و ویدیوهای قدیمی، میتوانند نسخهای شبیهسازیشده از رفتگان ما بسازند؛ نسخهای که پاسخ میدهد، با لحن آشنای خودشان شوخی میکند و خاطره میگوید.
این فناوری که «گریفبات» (Griefbot) یا «ربات سوگواری» نام گرفته، روی مرز باریک فناوری، روانشناسی و اخلاق قدم برمیدارد. برای عدهای، معجزهای برای فرار از دلتنگی است و برای بسیاری دیگر، دستکاری مفهوم مرگ و سوگواری، با پیامدهایی خطرناک.
ربات سوگواری چه کار میکند؟
این رباتها در واقع سیستمهایی متکی بر هوش مصنوعی هستند که برای تقلید صدا و شخصیت افراد طراحی شدهاند. هرچه انسانها ردپای دیجیتالِ بیشتری از خود به جا بگذارند (از وویسهای طولانی در گروههای خانوادگی تا کامنتهای اینترنتی)، مواد اولیهی بهتری برای ساخت این نسخههای دیجیتالی فراهم میکنند.
برخی از این سیستمها صرفاً آرشیوی از خاطرات هستند که ویسهای از پیش ضبطشده را پخش میکنند، اما مدلهای پیشرفتهتر به کمک هوش مصنوعی مولد، مثل ChatGPT، پا را فراتر گذاشته و در لحظه مکالمههایی خلق میکنند که گاهی مو به تن آدم سیخ میشود!
بیشتر بخوانید
تجربهای میان خیال و واقعیت
یک خبرنگار حوزهی فناوری برای امتحان کردن این ایده، ساعتها پای صحبت والدین مسن خود نشست، خاطراتشان را ضبط کرد و اطلاعات را به خوردِ پلتفرمهای هوش مصنوعی داد.
او وقتی برای اولین بار با نسخهی مجازی پدر و مادرش صحبت کرد، تجربهاش به شدت غریب بود. صداها بینقص بودند و خاطرات کاملاً آشنا به نظر میرسیدند؛ آنقدر طبیعی که او برای چند دقیقه فراموش کرد در حال چت کردن با یک نرمافزار است. بااینحال، باگهای سیستم خیلی زود او را به دنیای واقعی پرت کرد.
در سیستمی که فقط بر اساس تطبیق کلمات کار میکرد، وقتی خبرنگار به والد خود گفت «امروز خیلی غمگینم»، ربات چون معنی احساس را نمیفهمید با لحنی شاد و پرانرژی جواب داد: «عالیه!». از طرفی، وقتی از هوش مصنوعی مولد پیشرفتهتر استفاده کرد، اگرچه نرمافزار احساسات را درک میکرد، اما گاهی در میان حرفهایش شروع به داستانسرایی و ساختن خاطرات دروغینی کرد که والدینش هرگز آنها را تجربه نکرده بودند!
آیا این فناوری به داغدیدهها کمک میکند؟
روانشناسان میگویند رابطهی ما با عزیزانمان پس از مرگ قطع نمیشود، بلکه شکل آن تغییر میکند. خیلی از ما هنوز در دلتنگیهایمان با آنها حرف میزنیم یا به وویسهای قدیمی گوش میدهیم.
رباتهای سوگواری این روند را یک قدم جلوتر بردهاند: «حالا فرد متوفی هم «جواب» میدهد!»
برای خیلیها، شنیدن این صدای آشنا، مثل یک مسکن قوی برای درد دوری است. اما خطر بزرگی نیز در کمین است. وابستگی به این رباتها میتواند پذیرش واقعیت مرگ را به تأخیر بیندازد و فرد را در یک توهم دیجیتال غرق کند. به همین دلیل روانشناسان هشدار میدهند که این ابزارها نباید جایگزین سوگواری طبیعی و حمایتهای خانوادگی شوند.
دوراهی بزرگ اخلاقی
شاید مهمترین سوال این باشد: «آیا اصلاً ساختن نسخهی دیجیتال از یک نفر بعد از مرگش، از نظر اخلاقی درست است؟»
اگر پدر یا مادر ما پیش از مرگشان رضایت نداده باشند که ویسها و پیامهایشان تبدیل به یک ربات سخنگو شود، حق داریم چنین کاری کنیم؟ اصلاً مالکیت پیامها و عکسهای خصوصی ما بعد از مرگ متعلق به کیست؟ خانواده؟ یا شرکتهای تشنهی دادههای فناوری؟
نگرانی بزرگتر این است که همین فناوری که برای تسکین دلتنگی ساخته شده، میتواند راه را برای کلاهبرداری، جعل هویت (مثل تماسهای جعلی با صدای یک فرد) و سوءاستفادههای عاطفی باز کند. به همین دلیل، حقوقدانها به دنبال گسترش مفهوم قانونیِ «میراث دیجیتال1» (Digital Legacy) هستند و پیشنهاد میکنند که در وصیتنامههای امروزی، حتماً یک بند جدید اضافه شود:
آیا اجازه میدهید پس از مرگ، از شما یک ربات ساخته شود یا خیر؟!
بیشتر بخوانید
- میراث دیجیتال (Digital Legacy) به مجموعه داراییها، حسابهای کاربری، پیامها، عکسها و دادههایی گفته میشود که پس از مرگ یک فرد در فضای آنلاین باقی میماند. ↩︎
