صحنه آشناست: در یک گروه خانوادگی یا کانال تلگرام، کسی پیدیاف یک رمان تازهترجمهشده را میگذارد و مینویسد «رایگان، لذت ببرید». چند هزار نفر دانلود میکنند. هیچکس احساس نمیکند کار بدی کرده؛ نه دزدی در کار بوده، نه کسی جلوی چشممان ضرر کرده است.
اما آن فایل، رایگان نیست. پولش را کس دیگری داده: مترجمی که ماهها روی آن کار کرده، ویراستاری که سطربهسطر خوانده، ناشری که برای چاپ قرض گرفته و کتابفروشی که امید داشت چند نسخه بفروشد. این مقاله درباره همین زنجیره است؛ درباره اینکه چرا حتی در کشوری که به کنوانسیونهای بینالمللی کپیرایت نپیوسته، دانلود و بازنشر غیرمجاز کتاب یک انتخاب اخلاقی است، نه یک میانبر بیضرر.
مگر در ایران کپیرایت داریم؟
جمله «در ایران کپیرایت نداریم» نیمی درست است و نیمی غلط.
- نیمهی درست: ایران به کنوانسیون برن نپیوسته است؛ پیمانی که از سال ۱۸۸۶ کشورهای عضو را موظف میکند با آثار نویسندگان خارجی همانطور رفتار کنند که با آثار نویسندگان خودشان رفتار میکنند. به همین دلیل ترجمه یک کتاب خارجی بدون اجازهی ناشر اصلی در ایران جرم نیست و یک کتاب پرفروش هم گاهی چند ترجمهی مختلف دارد.
- نیمهی غلط: ایران از سال ۱۳۴۸ قانون کپیرایت دارد؛ «قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان». این قانون از هر اثری حمایت میکند که برای نخستین بار در ایران چاپ یا منتشر شده باشد (ماده ۲۲) و برای کسی که اثر دیگری را بدون اجازه منتشر یا توزیع کند، شش ماه تا سه سال حبس در نظر گرفته است (ماده ۲۳). قانون دیگری در سال ۱۳۵۲ («قانون ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی») حق مترجم را بر ترجمهاش به رسمیت شناخت و قانون تجارت الکترونیکی (مصوب ۱۳۸۲) همین حمایت را به فضای دیجیتال تعمیم داد.
نتیجه ساده است: ترجمه فارسی یک رمان خارجی که توسط ناشر ایرانی منتشر شده، در قانون ایران یک اثر محافظتشده است. وقتی پیدیاف آن را در کانال تلگرام میگذاریم، از «خلأ قانونی» استفاده نمیکنیم؛ قانون داخلی را زیر پا میگذاریم.
با این حال، این مقاله درباره مجازات نیست. ناشران خودشان میگویند پیگیری قضایی کُند و پرهزینه است و در عمل کمتر کسی بابت یک پیدیاف به دادگاه میرود. موضوع ما چیزی است که هیچ قانونی نمیتواند تضمینش کند: انصاف.
زنجیرهای که با یک کلیک پاره میشود
کتاب ترجمهشده پیش از آنکه به دست شما برسد، از دستهای زیادی عبور کرده است و هر کدام از این دستها، دستمزدشان را از فروش همان کتاب میگیرند:
- مترجم: معمولاً درصدی از قیمت پشت جلدِ نسخههای فروختهشده را میگیرد؛ کتابی که فروخته نشود، سهمی هم ندارد.
- ویراستار، نمونهخوان، صفحهآرا و طراح جلد: دستمزدشان از بودجهای میآید که ناشر به امید فروش کنار گذاشته است.
- ناشر: هزینه کاغذ، چاپ و صحافی را پیش از فروش حتی یک نسخه پرداخته است.
- پخشکننده و کتابفروش: سهمشان درصدی از قیمت هر نسخه است.
- پلتفرم کتاب الکترونیک: برای هر عنوان با ناشر قرارداد بسته و سهم فروش را به او برمیگرداند.
تیراژ کتاب در ایران سالهاست رو به کاهش است. بر اساس گزارش دنیای اقتصاد، میانگین تیراژ کتابهای عمومی در بهار ۱۳۹۸ به حدود ۸۰۰ نسخه رسید و گزارشهای تازهتر از تیراژ چند صد نسخهای و حتی کمتر خبر میدهند. با چنین تیراژی، هر نسخهای که فروخته نمیشود وزن بیشتری پیدا میکند. فرض کنید هزار نفر پیدیاف یک کتاب را از یک کانال میگیرند و فقط صد نفرشان خریدار واقعی بودهاند. برای کتابی با تیراژ ۵۰۰ نسخه، این یعنی یکپنجم کل بازار آن کتاب از دست رفته است.
این چرخه خودش را تقویت میکند: فروش کمتر، تیراژ کمتر؛ تیراژ کمتر، قیمت تمامشده هر نسخه بالاتر؛ قیمت بالاتر، خریدار کمتر؛ و دوباره تیراژ کمتر.
در جایی از این چرخه، ناشر تصمیم میگیرد کتاب بعدی آن مترجم را منتشر نکند، یا مترجم تصمیم میگیرد سراغ شغل دیگری برود. کتابهایی که هرگز ترجمه نمیشوند، در هیچ کانالی هم پیدا نخواهند شد.
این اتفاق در حال رخ دادن است. خبرگزاری مهر در آذر ۱۴۰۴ از زبان یک ناشر نوشت که قاچاق کتاب از کاغذ به فایل منتقل شده، تلگرام به «بازار» فروش و تهاتر پیدیاف تبدیل شده و یک کانال بهتنهایی ۲۲ هزار عنوان کتاب عرضه میکرد. گروهی از ناشران کمپینی به نام «دادخواست و شکایت علنی» راه انداختهاند و میگویند تکثیر غیرقانونی از یک تخلف ساده به یک بحران اقتصادی و فرهنگی تبدیل شده است.
چرا نسخه کاغذی هم آسیب میبیند
بعضی فکر میکنند پیدیاف فقط به «نسخه الکترونیک» ضرر میزند و بازار کاغذ جداست. اینطور نیست؛ پیدیاف و کتاب کاغذی یک متناند با دو ظاهر.
- کسی که میخواست کتاب را بخرد و پیدیاف رایگان را پیدا میکند، دیگر سراغ کتابفروشی نمیرود.
- تصمیم ناشر برای چاپ دوم به فروش چاپ اول بستگی دارد؛ وقتی فایل زود لو میرود، چاپ دوم گاهی هرگز از راه نمیرسد.
- درآمد نسخه الکترونیک برای بیشتر ناشران ایرانی مکمل فروش کاغذی است، نه جایگزین آن؛ وقتی این مکمل از بین میرود، فشار به قیمت نسخه کاغذی منتقل میشود.
- بسیاری از کتابهای قاچاق کاغذی که در بساطهای خیابان انقلاب یا مترو فروخته میشوند، از همین فایلها در چاپخانههای زیرزمینی چاپ میشوند؛ پیدیاف آزاد، مواد اولیه قاچاقچی کاغذی است.
نتیجه این میشود که برخی ناشران، از ترس لو رفتن فایل، از انتشار نسخه الکترونیک خودداری میکنند یا آن را با تأخیر عرضه میکنند. یعنی خوانندهای که در شهری کوچک به کتابفروشی خوب دسترسی ندارد، یا خواننده کمبینایی که به درشتکردن حروف نیاز دارد، تاوان دانلود رایگان دیگران را میدهد.
اعدادی از بیرون ایران
در کشورهایی که کپیرایت بینالمللی اجرا میشود، این مسئله اندازهگیری شده است و اعدادش تصویر روشنی میدهد:
- اداره مالکیت فکری بریتانیا برآورد کرده که در سال ۲۰۱۷ حدود ۱۷ درصد کتابهای الکترونیکی که در آن کشور خوانده شده، از منابع غیرقانونی بوده است؛ حدود چهار میلیون نسخه.
- یک نظرسنجی در آمریکا (سال ۲۰۱۷، به سفارش شرکت دیجیمارک) زیان سالانه ناشران آمریکایی از دانلود غیرقانونی را حدود ۳۱۵ میلیون دلار برآورد کرد. نکته جالبتر، چهرهی دانلودکنندگان بود: بیشترشان ۳۰ تا ۴۴ ساله، تحصیلکرده و با درآمد بالاتر از میانگین بودند؛ نه دانشجوی کمپولی که چارهای ندارد.
- انجمن نویسندگان آمریکا (Authors Guild) در نظرسنجی سال ۲۰۱۸ از بیش از ۵ هزار نویسنده دریافت که درآمد میانه یک نویسنده از نوشتن در سال ۲۰۱۷ فقط ۶۰۸۰ دلار بوده؛ ۴۲ درصد کمتر از یک دهه قبل. این گزارش دلایل متعددی را برمیشمرد و دانلود غیرقانونی را عامل اصلی نمیداند؛ اما نشان میدهد سفره نویسنده حتی در بزرگترین بازار کتاب دنیا چقدر کوچک است.
اگر در بازاری با تیراژهای دهها هزار نسخهای درآمد نویسنده اینقدر شکننده است، حساب مترجم ایرانی با تیراژ چندصد نسخه روشن است. این ارقام برآورد نهادهای صنفی و شرکتهای فعال در این حوزه است و بر سر روش محاسبه «فروش ازدسترفته» اختلاف نظر وجود دارد؛ اما جهت ماجرا در همه گزارشها یکی است.
دیآرام (DRM) چیست و چرا پلتفرمها به آن پناه بردهاند؟
اگر تا به حال از یک پلتفرم ایرانی کتاب الکترونیک خریده باشید، دیدهاید که فایلی به شما نمیدهند؛ کتاب فقط داخل اپلیکیشن همان پلتفرم و با حساب کاربری خودتان باز میشود. اسم این سازوکار «دیآرام» (DRM) یا مدیریت حقوق دیجیتال است: متن کتاب رمزگذاری میشود و کلید بازکردنش به حساب یا دستگاه خریدار گره میخورد.
در دنیا هم همین است: کتابهای کیندل آمازون فقط در اپ و دستگاههای کیندل باز میشوند و بسیاری از فروشگاههای دیگر از قفل شرکت ادوبی (Adobe DRM) استفاده میکنند.
دیآرام چه میکند: کپیکردن و فرستادن کتاب را برای کاربر عادی سخت میکند و به ناشر اطمینان میدهد که نسخه الکترونیک چند ساعت بعد از انتشار در تلگرام نخواهد بود. بدون این اطمینان، بسیاری از ناشران اصلاً نسخه الکترونیک نمیدادند.
دیآرام چه نمیکند: جلوی قاچاقچی حرفهای را نمیگیرد؛ روشهای شکستن قفلها دیر یا زود منتشر میشوند و در نهایت کسی که محدود میماند، خریدار صادق است:
- کتابی را که خریدهاید نمیتوانید مثل کتاب کاغذی به دوستتان قرض بدهید.
- اگر بخواهید به اپ یا کتابخوان دیگری مهاجرت کنید، کتابها با شما نمیآیند.
- اگر پلتفرم تعطیل شود یا حسابتان را از دست بدهید، کتابخانهتان هم میرود.
- فروشنده میتواند از راه دور کتاب را پس بگیرد؛ آمازون در سال ۲۰۰۹ نسخههای رمان «۱۹۸۴» جرج اورول را به دلیل یک اختلاف حقوقی از کیندل کاربران پاک کرد و حتی یادداشتهای خوانندگان روی متن از بین رفت.
راه میانهای هم هست: «دیآرام اجتماعی» (Social DRM) یا واترمارک. فایل قفل ندارد و روی هر دستگاهی باز میشود، اما نام یا ایمیل خریدار در آن حک شده است؛ در نتیجه اگر در کانالی پیدا شود، معلوم است از کجا آمده. انتشارات تور (Tor Books)، ناشر بزرگ کتابهای علمیتخیلی، در سال ۲۰۱۲ قفل را از همه کتابهایش برداشت و یک سال بعد اعلام کرد هیچ افزایش محسوسی در نسخههای غیرقانونی ندیده است.
نتیجهای که میخواهیم بگیریم این است: دیآرام علاج نیست، علامت بیماری است؛ علامت از بین رفتن اعتماد میان خواننده و ناشر. هر قدر خوانندگان به حق مؤلف احترام بگذارند، ناشران و پلتفرمها راحتتر میتوانند قفلها را شل کنند. ما با رفتارمان تعیین میکنیم کتابهای فردا چقدر قفل داشته باشند.
کتابی که از پلتفرم ایرانی میخرید به حساب کاربری شما گره خورده است. شماره موبایل و رمز آن حساب را مثل کلید کتابخانهتان نگه دارید و پیش از عوضکردن شماره، حساب را به شماره جدید منتقل کنید.
پاسخ به چند بهانه آشنا
همه ما برای دانلود رایگان دلیلی داریم. بعضی از این دلایل واقعیاند و بعضی فقط بهانه.
«کتاب گران شده»
درست است. اما راهحل گرانی، برداشتن از جیب ضعیفترین حلقه زنجیره، یعنی مترجم، نیست. راههای قانونی ارزان کم نیستند:
- عضویت در کتابخانههای عمومی که هزینه سالانهشان از قیمت یک کتاب کمتر است.
- طرحهای اشتراک ماهانه پلتفرمهای کتاب الکترونیک که با یک مبلغ ثابت، به هزاران عنوان دسترسی میدهند.
- بخش «کتابهای رایگان» همین پلتفرمها که با اجازه ناشر رایگان شدهاند.
- کتاب دستدوم، تخفیفهای نمایشگاه کتاب و طرحهای فصلی ناشران.
- آثار کلاسیکی که مدت حمایت قانونیشان تمام شده و به طور قانونی رایگان عرضه میشوند.
«من که در هر صورت نمیخریدم»
شاید. اما دانلود کردن یک چیز است و بازنشر کردن چیز دیگر. وقتی فایل را در گروه میگذارید، توزیعکننده میشوید و در میان صد نفر بعدی حتماً کسانی هستند که حاضر بودند کتاب را بخرند. جدا از این، پرسش اخلاقی سادهتر است: آیا از حاصل کار کسی استفاده میکنیم بی آنکه حاضر باشیم سهمش را بدهیم؟
«ناشر پولدار است»
بیشتر ناشران ایرانی کسبوکارهای کوچکی با چند کارمندند که با تیراژهای چندصد نسخه کار میکنند. حتی اگر ناشری پولدار باشد، مترجم و ویراستار و طراح جلد نیستند.
«نویسنده خارجی که در هر صورت چیزی نمیگیرد»
در بسیاری از موارد درست است؛ نتیجه نپیوستن به کنوانسیون برن همین است. اما ترجمهای که میخوانید محصول کار چند ایرانی است که در همین دیار زندگی میکنند. اگر نمیتوانیم حق نویسنده خارجی را بدهیم، دستکم حق سهم ایرانی زنجیره را بدهیم.
«این کتاب دیگر چاپ نمیشود»
کتابهای نایاب یا تجدید چاپنشده در منطقه خاکستری قرار میگیرند و موضوع این مقاله نیستند. بحث ما کتابی است که همین امروز در کتابفروشی یا پلتفرم رسمی در دسترس است و با این حال در کانالها دستبهدست میشود.
فایل «رایگان» از کانال ناشناس، یک مسئله امنیتی هم هست
نوشدارو سایت امنیت دیجیتال است و نمیتوانیم این زاویه را ناگفته بگذاریم. فایلی که از کانال یا سایت ناشناس میگیرید، از جایی آمده که هیچکس پاسخگوی محتوایش نیست:
- بسیاری از سایتهای «دانلود رایگان کتاب» بهجای پیدیاف، یک فایل نصبی (با فرمت APK یا EXE) با عنوان «کتابخوان مخصوص» میدهند؛ همان روشی که در کلاهبرداری کارت دعوت عروسی جعلی دیدهایم.
- نسخههای «کرکشده» اپلیکیشنهای کتابخوان که وعده میدهند همه کتابها را رایگان باز کنند، مثل هر نرمافزار کرکی دیگری میتوانند حامل بدافزار باشند.
- خود پیدیاف هم میتواند لینک فیشینگ داشته باشد یا از شما بخواهد برای «باز کردن قفل» چیزی نصب کنید.
قاعده ساده است: کتاب فقط کتاب است. اگر برای خواندنش باید برنامهای نصب کنید که از فروشگاه رسمی نیامده، یا مجوزی بدهید که ربطی به خواندن ندارد، همانجا کار را متوقف کنید.
فایل کتابی که برای باز شدن از شما نصب برنامه یا مجوز دسترسی میخواهد، کتاب نیست؛ آن را پاک کنید!
خواننده مسئول چه کار میکند؟
هیچکدام از این کارها سخت نیست؛ فقط باید یک بار تصمیمش را گرفت:
- کتاب را از کتابفروشی، سایت ناشر یا پلتفرم رسمی بخرید.
- پیدیاف کتابی را که خریدهاید، حتی برای یک دوست، فوروارد نکنید.
- اگر کسی برایتان پیدیاف فرستاد، بازنشرش نکنید و بهجایش، لینک خرید را در گروه بگذارید.
- در کانالهای «دانلود رایگان کتاب» عضو نشوید؛ عدد اعضا، تبلیغ آنهاست.
- اگر بودجه محدود است، از کتابخانه عمومی یا اشتراک ماهانه پلتفرمها استفاده کنید.
- اگر فایل لو رفته کتابی را دیدید، به ناشر یا پلتفرم اطلاع دهید.
- برای نوجوان خانه توضیح دهید که پشت هر کتاب، آدمهایی با حقوق ماهانه نشستهاند.
و یک جمله برای به خاطر سپردن: کتابی که رایگان گرفتهاید، رایگان نبوده؛ کس دیگری پولش را داده است.
پرسشهای پرتکرار
آیا دانلود پیدیاف کتاب در ایران جرم است؟
انتشار و توزیع بدون اجازه اثری که برای نخستین بار در ایران منتشر شده، طبق قانون ۱۳۴۸ جرم است و مجازات حبس دارد. اینکه صرف دانلود کردن برای مطالعه شخصی هم مشمول این ماده میشود یا نه، محل بحث است؛ اما بازنشر در کانال یا گروه به روشنی «توزیع» است.
چرا پلتفرمهای ایرانی فایل کتاب را نمیدهند؟
چون ناشران فقط با این شرط حاضر به انتشار نسخه الکترونیک میشوند. این همان قفل DRM است: کتاب به حساب شما گره میخورد و فقط داخل اپلیکیشن خوانده میشود.
اگر کتابی را خریدهام، میتوانم پیدیافش را برای دوستم بفرستم؟
خرید نسخه الکترونیک در عمل خرید حق مطالعه برای خودتان است، نه حق تکثیر. فرستادن فایل، حتی برای یک نفر، ساختن یک نسخه تازه است. کتاب کاغذی را قرض بدهید؛ برای نسخه الکترونیک، لینک خرید را بفرستید.
آیا روشی وجود دارد که هم ارزان بخوانم و هم به مترجم ضرر نزنم؟
بله: کتابخانه عمومی، اشتراک ماهانه پلتفرمها، بخش رایگان همان پلتفرمها، کتاب دستدوم و آثاری که مدت حمایتشان تمام شده. در همه این روش، سهم مترجم و ناشر یا پرداخت شده یا با رضایت خودشان بخشیده شده است.
آدرس مطلب: https://nooshdaroo.ir/digital-literacy/ebook-copyright-ethics-drm/
