سواد دیجیتال

سندروم «مغزهای برون‌سپاری شده»؛ آیا فکر کردن را زیادی به هوش مصنوعی سپرده‌ایم؟

تأملی درباره استقلال فکری و ارزش فکر کردن با مغز خودمان
یونس مرادی، نویسنده نوشدارو
یونس مرادی
زمان مطالعه ۴ دقیقه
بازبینی: دانیال طبایی
صحت سنجی شده

چند بار پیش آمده که وسط یک بحث داغ، نام فیلمی را فراموش کنید و به جای کمی فشار آوردن به حافظه، بلافاصله دست به دامن گوشی شوید؟ ما به مرور عادت کرده‌ایم حتی برای ساده‌ترین تصمیم‌ها، از انتخاب شام تا مسیریابی در خیابان‌های آشنا روی ماشین‌ها حساب کنیم. انگار مغزمان را در یک فضای ابری ذخیره کرده‌ایم و کلیدش را داده‌ایم دست الگوریتم‌ها؛ غافل از اینکه این راحتی به قیمت خاموش شدن موتور تفکر و از دست دادن استقلال فکری تمام می‌شود.

این مطلب با نگاهی به یادداشت ینی جون (Yennie Jun) در مورد «برون‌سپاری تفکر به هوش مصنوعی» نوشته شده است.

لذت ندانستن و حدس زدن

پیش از آن که نام «چت‌جی‌پی‌تی»، «جمنای» و «کلاود» سر زبان‌ها بیفتد، ما بخشی از تفکرمان را به موتورهای جست‌وجو سپرده بودیم؛ اما جست‌وجو کردن در گوگل هنوز به کمی تلاش نیاز داشت. باید سوال را در ذهنمان می‌شکستیم، منابع را سبک و سنگین می‌کردیم و در نهایت به یک جواب منطقی می‌رسیدیم؛ اما ابزارهای جدید همین مراحل ساده را هم حذف کرده‌اند. آن‌ها حتی برای پیچیده‌ترین سوالات، در چند دقیقه یک جواب شسته‌رفته تحویل می‌دهند.

برای مثال وقتی دانشجو سؤال را کامل به چت‌بات می‌دهد و یک مقاله مرتب با مقدمه، بدنه، نتیجه‌گیری و چند منبع ظاهراً قابل‌قبول تحویل می‌گیرد، محصول نهایی شاید بد هم نباشد. حتی ممکن است نمره خوبی بگیرد؛ اما یک چیز در این بین فراموش شده: توانایی فکر کردن.

در روان‌شناسی شناختی، یادگیری فقط ذخیره‌کردن جواب درست نیست. مغز وقتی بهتر یاد می‌گیرد که مجبور شود اطلاعات را بازیابی، مقایسه، دسته‌بندی و به زبان خودش بازسازی کند؛ فرایندی که به آن «دشواری مطلوب» می‌گویند.

خطر اصلی: نابودی مهارت سوال پرسیدن

خیلی‌ها فکر می‌کنند مهارت طلایی عصر جدید پرامپت‌نویسی است؛ یعنی بلد باشیم چطور به ماشین دستور بدهیم تا خروجی بهتری بگیریم. این مهارت کاربردی است، اما یک پله قبل از آن مهارت مهم‌تری وجود دارد: این که اصلاً بدانیم چه سؤالی باید بپرسیم.

خطرناک‌ترین ویژگی هوش مصنوعی این است که برای سؤالات بد و سطحی، جواب‌های مرتب تولید می‌کند. مثلاً اگر بپرسید «بهترین سرمایه‌گذاری چیست؟»، احتمالاً یک لیست شسته‌رفته با چند هشدار و دسته‌بندی تحویل می‌گیرید؛ اما سؤالات اصلی که باید خودتان بپرسید این‌هاست:

  • افق زمانی من چقدر است؟
  • چقدر تحمل ریسک و از دست دادن سرمایه را دارم؟
  • اگر اشتباه کنم، چقدر ضرر می‌کنم؟

یک مدل زبانی می‌تواند در فرمول‌بندی این پرسش‌ها به شما کمک کند، اما هرگز نمی‌تواند جای شما به آن‌ها پاسخ دهد؛ چون جواب این سؤالات در سوابق زندگی، وضعیت مالی و میزان تحمل اضطراب شما پنهان شده، نه در پاراگراف‌های یک چت‌بات.

چه چیزی را به ماشین بسپاریم؟

ابزارهای هوش‌مصنوعی اکنون کارهایی را انجام می‌دهند که پیش‌تر از یک انسان چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز وقت می‌گرفت. این ابزارها وقت شما را صرفه‌جویی می‌کنند و فکر کردن شما را هم؛ اما مرز میان داشتن دستیاری که در کارها کمک می‌کند و از دست دادن کل استقلال فکری، باریک است. شاید سؤال درست این باشد: تصمیم‌های نهایی درباره چیزهایی که در زندگی‌تان واقعاً مهم‌اند را کی می‌گیرد؟

در واقع، رها شدن از «کارهای گِل» و سپردن آن‌ها به الگوریتم‌ها، فرصتی است تا انسانی‌ترین بخش وجودمان، یعنی خلاقیت و نوآوری را پرورش دهیم؛ اما چالش اصلی اینجاست که هیچ مرز شفافی بین «خودکارسازی کارهای بی‌ارزش» و «واگذاری استقلال فکری» وجود ندارد.

یک راهکار ساده برای کار با مدل‌های زبانی

شیوه استفاده هر فرد از هوش مصنوعی متفاوت است، اما در یک دسته‌بندی کلی می‌توان آن‌ها را به دو گروه تقسیم کرد:

استفاده فعال
  • مسئله و هدف را خودتان مشخص می‌کنید.
  • از ابزار برای سرعت، نظم یا ایده گرفتن کمک می‌گیرید.
  • پاسخ را بررسی کرده و تصمیم نهایی را خودتان می‌گیرید.
استفاده منفعل
  • مسئله و هدف را هوش مصنوعی تعیین می‌کند.
  • انتخاب‌ها را هوش مصنوعی محدود می‌کند.
  • متن یا راه‌حل را بدون بازبینی تحویل می‌دهید.

اگر در جواب اینکه چرا این مسیر را رفتی یا چطور به این جواب رسیدی؛ شانه‌ای بالا می‌اندازید و می‌گویید: «چت‌جی‌پی‌تی گفت!» یعنی در حال استفاده ناسالم از این ابزار هستید. وقتی پای سلامت، سرمایه‌گذاری یا قراردادهای کاری وسط باشد، این مدل تصمیم‌گیری هزینه‌های سنگینی برایتان می‌تراشد.

مدل‌های زبانی در ارائه پاسخ نادرست اما قانع‌کننده استادند؛ پس در تصمیم‌های حساس حتماً اطلاعات را صحت‌سنجی کنید. در نهایت اگر بعد از گرفتن پاسخ بتوانید با زبان خودتان توضیح بدهید که موضوع چه بوده و چرا به این نتیجه رسیده‌اید، یعنی مسیر یافتن پاسخ را درک کرده‌اید.

در آخر

استقلال و اراده ما تا حد زیادی به این بستگی دارد که چقدر در شکل‌گیری خواسته‌ها و نیازهایمان نقش داریم. وقتی تصمیم‌گیری درباره این که چه بپوشیم، چه بخوریم، چه بشنویم و چطور فکر کنیم را به یک الگوریتم می‌سپاریم، باید از خودمان بپرسیم: دقیقاً در حال خودکارسازی چه چیزی هستیم؟ وظایف انسانی، یا تفکر انسانی؟ اگر پاسخ گزینه دوم است، باید بدانیم که احتمالا در حال تبدیل شدن به تماشاچیان منفعل زندگی خودمان هستیم.

بازبینی: دانیال طبایی

تازه‌ترین مطالب

مطالب پرنگاه

حکایت‌های کوتاه، حقیقت‌های بزرگ

در این بخش، به بررسی دقیق و جامع نشانه‌ها و رفتارهایی می‌پردازیم که ممکن است به کلاهبرداری آنلاین مرتبط باشند. شناخت این موارد می‌تواند به شما کمک کند.

ویدیو های بیشتر

منابع

  1. Art Fish Intelligence
    https://www.artfish.ai/p/offloading-thinking-to-ai