بررسیهای اخیر در حوزهی رفتارشناسیِ کاربران نشان میدهد که بسیاری از افراد، پس از ساعتها وقتگذرانی در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام و تماشای پیاپی ویدیوهای کوتاه، دچار احساس خستگی و پوچی میشوند.
باید بدانید که این احساس تصادفی نیست. امروزه شرکتهای بزرگ فناوری تمام تلاش و تکنولوژی خود را روی یک هدف متمرکز کردهاند: اینکه چگونه بالاترین میزان لذت را در کوتاهترین زمان ممکن از ذهن شما استخراج کنند. این اتفاق که فقط روی ترشح هورمون لذت در مغز تمرکز دارد و به کیفیت محتوا اهمیتی نمیدهد، به یکی از بزرگترین خطرات دنیای مجازی تبدیل شده است.
اصطلاح جدیدی به نام «حفاری دوپامین»
این روزها برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «حفاری دوپامین» استفاده میشود. درست مثل ماشینآلات غولپیکری که به جان طبیعت میافتند تا نفت استخراج کنند، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی هم به جان مغز ما افتادهاند تا دوپامین استخراج کنند.
این کار در کوتاهمدت حس بسیار خوبی به ما میدهد، اما در درازمدت آرامش روانی و روابط اجتماعی ما را به خطر میاندازد.
همهچیز فدای لذتهای سریع و ارزان
وقتی همهچیز فقط با هدف سود بیشتر و جلب توجه ساخته شود، ارزش واقعیاش را از دست میدهد. امروزه به دلیل همین تلاشِ مداوم برای ایجاد هیجان بیشتر، بسیاری از ما به مصرفکنندگانِ معتاد به محتوا تبدیل شدهایم. نتیجهی این اتفاق را در همهجا میبینیم:
- موسیقیها تکراری و شبیه به هم شدهاند.
- ویدیوها فقط برای جلب توجه و کلیک خوردن ساخته میشوند.
- فیلمهای سینمایی بدون هیچ خلاقیتی، فقط فرمولهای تکراری و پولساز را کپی میکنند.
هدف همهی اینها، تزریق یک لذت سریع به ذهن مخاطب است؛ لذتی که در آن هیچ خبری از زیبایی واقعی، ظرافت و تنوع نیست.
مثالِ توتفرنگی؛ تفاوت طعم مصنوعی با تجربهی واقعی
برای درک بهتر رفتار شبکههای اجتماعی، به مثال توتفرنگی توجه کنید. توتفرنگیِ واقعی مجموعهای از طعمها، بافت جذاب، ترشی، شیرینی و آبدار بودن است؛ اما کارخانهها چه میکنند؟ آنها فقط اسانس شیمیاییِ بوی توتفرنگی را میسازند که بسیار ارزان است و آن را در همهچیز، از آبنبات تا دسرها میریزند.
این اسانس مصنوعی شاید در ابتدا خوشطعم به نظر برسد، اما کمکم باعث میشود طعم توتفرنگیِ واقعی را فراموش کنیم. در این حالت، لذتِ گاز زدن به یک میوه طبیعی فدای یک قطره اسانس مصنوعی میشود.
شبکههای اجتماعی هم دقیقاً همین کار را با مغز ما میکنند. آنها پیچیدگیهای زیبای روابط انسانی، فرهنگ و سرگرمی را حذف میکنند و یک لذتِ سطحی، مصنوعی و کارخانهای را به خورد ما میدهند. به مرور زمان، سلیقهی ما تغییر میکند و این لذتهای مصنوعی و در دسترس را به تجربههای عمیق و واقعیِ زندگی ترجیح میدهیم.
راهکارهای مقابله با چرخهی استخراج دوپامین
مشکل بزرگ اینجاست که ما مدتها این خطر را نادیده گرفتیم. روزهای اول فکر میکردیم دسترسی سریع به اینترنت خیلی خوب است، اما حالا با موجی از افسردگیهای ناشی از فضای مجازی روبهرو هستیم.
روانشناسان برای متوقف کردن این چرخهی معیوب چند راهکار ساده پیشنهاد میدهند:
- صفحاتی که فقط احساسات شما را درگیر و تحریک میکنند، آنفالو کنید.
- برنامههای اعتیادآور را از گوشی خود پاک کنید.
- برای استفاده از اینترنت حد و مرز زمانی تعیین کنید.
- همین که بتوانید با ارادهی خودتان، برنامهای را که فقط برای سرگرمیِ گذرا طراحی شده ببندید، قدم بسیار بزرگی برای بازگشت به آرامش برداشتهاید.
مهمترین قدم این است که آگاه باشیم. ما باید بدانیم که دنیای مجازی در حال دستکاریِ سیستم لذت در مغز ماست. حالا وقت آن است که هرکدام از ما از خودمان بپرسیم: «چقدر تمرکزم را از دست دادهام و سیستم لذت بردنم تغییر کرده است؟ و برای نجات از این چرخه، حاضرم کدام یک از عادتهای مجازیام را کنار بگذارم؟».

نظر بدهید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.