بارها شده که در دستگاهها و حسابهای کاربری خود به جزئیاتی از گذشته برخورد کنیم که آنها را کاملاً از یاد برده یا در ذهن خود طور دیگری بهیاد سپرده بودیم. مثلاً پی میبریم که حضور یک شخص را در یکی از خاطراتمان فراموش کرده بودیم. یا میفهمیم که زمان وقوع یک خاطره را اشتباه بهیاد سپرده بودیم. یا شاید ترتیب وقایع یک ماجرا در ذهن ما دگرگون شده باشد و مشاهدهی چند پیام قدیمی این دگرگونی را به ما نشان بدهد. بله حافظهی ما چیز ثابتی نیست و در طول زمان دچار تغییر میشود…
چنین تجربههایی ما را وسوسه میکنند تا همواره به حافظههای دیجیتال تکیه کنیم. اینجا هیچ جزئیاتی از دست نمیرود و در کوتاهترین زمان قابل دسترس هستند. شاید حتی بهتدریج آرزو کنیم که حافظهی خودمان هم مثل یک هارددیسک یا موتور جستوجو عمل کند. اما در این صورت این خطر وجود دارد که «فراموشی» و کارکردهای مهم آن را در مغز از دست بدهیم.
پیوند فراموشی و یادآوری
انسانها از دیرباز از پیوند فراموشی و یادآوری آگاه بودند. در اساطیر یونان باستان، لِته رودخانهای در دنیای زیرین است که مردگان با نوشیدن از آن، زندگی و خاطرات پیشین خود را فراموش میکنند. همزمان رودی بهنام نِماسینی به موازات لته جریان دارد که ارواح مردگان با نوشیدن از آب آن میتوانند گذشتهی خود را دوباره بهیاد بیاورند.
این روایت که فراموشی و یادآوری در آن همنشین هستند، شامل این نکته است که فراموشی صرفاً از دست رفتن خاطرات نیست. به همین ترتیب، یادآوری را هم نباید فقط بازیابی و دسترسی دوباره به یک خاطره یا دانش ثبتشده در ذهن خود بدانیم.
ذهن ما همواره در یک چرخهی دائمی فراموشی-یادآوری قرار دارد. پژوهشها نشان میدهند که ما وقتی چیزی را فراموش میکنیم، لزوما آن را از دست نمیدهیم، بلکه پیوندهای عصبی مربوط به آن خاطرات غیرفعال میشوند تا پیوندهای جدیدی با توجه به اطلاعات و تجربههای تازه شکل بگیرند.
ذهن ما هنگام یادآوری، خاطرات را با توجه به پیوندها و اطلاعات تازه بازسازی میکند.
برای مثال، ممکن است روزی با یکی از دوستان خود از یک فروشگاه خاص، کالای خاصی را بخریم. ما مدتی را در این فروشگاه و درحال تماشای اجناس آن میگذرانیم، اما خیلی سریع فهرست این اجناس را فراموش میکنیم. احتمالاً تنها چیزی که در حالت کلی بهیاد داشته باشیم این است که کالایی خاص را به همراه یک دوست از آن فروشگاه خریدیم. اما اگر روزی به خرید یک کالای دیگر نیاز پیدا کنیم، ممکن است ذهن ما آن کالا را در میان اجناس همان فروشگاه بهیاد بیاورد.
این مثال روزمره نشان میدهد که ذهن ما، بسته به شرایط مورد نیاز، خاطرات را از نو و با یک هویت جدید میسازد. بدون توانایی فراموشی، ذهن نمیتواند خاطرات را اینگونه پردازش کند. این یعنی فراموشی نقشی بسیار مهم در حافظه دارد که بدون آن ممکن است تواناییهای ذهنی ما مختل شود.
نقش فراموشی در ذهن
فراموشی ابزاری است که ذهن با استفاده از آن اطلاعات را پردازش و ذخیره میکند. بهطور خاص، فراموشی کارکردهای پراهمیتی در رابطه با سه حوزه در زندگی ما دارد: احساسات، شناخت و رفتار.
تنظیم احساسات
فراموشی روی احساسات ما تأثیر دارد و احساس خوشحالی را تقویت میکند. ذهن ما بهطور انتخابی خاطرات منفی را فراموش میکند تا نسبت خاطرات مثبت به منفی در یک حد سالم بماند. ما این کار را با سه روش انجام میدهیم.
- سرکوب بیانگر: ما گاهی هنگام مواجهه با تجربیات منفی میکوشیم تا از حالتهای چهره و بدن، و رفتارهایی که احساسات ما را بروز میدهند خودداری کنیم. این رفتار تأثیری مستقیم در فراموشی تجربههای منفی دارد.
- بیتوجهی یادآورانه: ما در مرحلهی بهیادسپاری خاطرات منفی، آنها را بهصورت پراکنده و سرسری پردازش میکنیم.
- سرکوب حافظه: ذهن ما میکوشد تا هنگام یادآوری خاطرات منفی، دقت و تمرکز نداشته باشد.
در برخی موارد، نمیتوانیم خاطرات منفی را بهکلی فراموش کنیم. در این صورت ذهن ما واکنشهای هیجانی ناشی از تجربههای منفی و آثار احساسی آنها را فراموش میکند.
صرفهجویی شناختی
فراموشی کمک میکند تا اطلاعات را با کمترین تلاش ممکن پردازش کنیم. فرایندهای اطلاعاتی پیچیده، مانند استدلال کردن و تصمیمگیری، فقط زمانی بهصورت کارآمد ممکن هستند که مقدار محدود و متناسبی از حافظه فعال شود. دسترسی نامحدود به گسترهی بزرگی از اطلاعات باعث میشود تا تمرکز و تصمیمگیری دشوار شود.
فراموشی از روشهای زیر به ما کمک میکند تا هنگام پردازش اطلاعات تنها بخشهای مورد نیاز از خاطرات خود را فعال کنیم:
- یادگیری مفاهیم و طرحها: ذهن ما تمایل دارد مثالها و نمونههای جزئی را فراموش کند و مفاهیم و طرحهای کلی را بهخاطر بسپارد.
- یادگیری مجدد: ما همواره مدتی پس از یاد گرفتن مهارتهای جدید، جزئیات زیادی را فراموش میکنیم، اما ذهن ما اطلاعات بنیادی را حفظ میکند تا بعداً در صورت لزوم بتوانیم آن مهارتها را دوباره بهسرعت یاد بگیریم.
- حذف فرایندهای فرعی: ذهن ما پس از تسلط روی مهارت کلی، مهارتهای فرعی مربوط به آن را دور میاندازد. برای مثال، یک ریاضیدان دیگر نیازی ندارد که هنگام حل یک مسئلهی جبری تمام مراحلی را که یک دانشآموز طی میکند، انجام دهد.
حساسیت نسبت به زمینه
ذهن ما اطلاعات را بهگونهای فراموش میکند که در زمینههای خاص فقط اطلاعات و خاطرات مرتبط یادآوری شود. فراموشی در اینجا ذهن ما را قادر میسازد تا زمانمند باشد و خود را بهروزرسانی کند.
- زمانمندی: گاهی بهیاد آوردن تمام چیزهایی که میدانیم، شاید ما را گمراه کند و به تصمیم اشتباه منجر شود. برای مثال، اگر از ما پایتخت کشور آلمان را بپرسند، نام برلین با وضوح و سرعت بیشتری برای ما یادآوری میشود. اگر تمام شهرهای بزرگ آلمان را همزمان بهیاد بیاوریم، ممکن است دچار خطا شویم.
- بهروزرسانی: قرارگیری در یک موقعیت جدید حتی حافظهی بلندمدت را نیز در معرض فراموشی میگذارد؛ زیرا لازم داریم که با یک حافظهی بلندمدت جدید با محیط سازگار شویم. مثلاً ما بهراحتی رمزعبورهای گذشته یا نام همکاران و همکلاسیهای سالهای قبل خود را فراموش میکنیم.
فراموشی در زمانهی دیجیتال
انسانها هزاران سال است که روشها و ابزارهایی برای مقابله با فراموشی داشتهاند. ایدهی نگهداری از خاطرات در فضایی غیر از ذهن مشکلساز نیست. مشکل زمانی ایجاد میشود که مواجهه با حافظهی بیرونی همیشگی و پیوسته شود، حجم عملاً بینهایتی از خاطرات را نگه دارد، بهسادگی و در لحظه خاطرات را ذخیره کند، و با چند عمل ساده بلافاصله آنها را در اختیار ما قرار دهد.
حافظههای دیجیتال ما را در چنین موقعیتی قرار میدهند. ما در مواجهه با آنها طبیعت و کارکرد فراموشی را از دست میدهیم و فراموشی را با حذف همیشگی دادهها از سرور یا هارددیسک یکی میدانیم.
با این برداشت، این خطر نیز بهوجود میآید که طبیعت حافظه و یادآوری را نیز از دست بدهیم. پژوهشگران دریافتهاند که ما دیگر تمایلی به حفظ کردن اطلاعات نداریم، بلکه فقط یاد میگیریم که اطلاعات مختلف را در کجای اینترنت پیدا کنیم؛ پدیدهای که به آن «اثر گوگل» میگویند.
بهطرز مشابه، ما دیگر خاطرات خودمان را در ذهن خود نگهداری و بازسازی نمیکنیم؛ بلکه فقط آنها را در آرشیوهایی ذخیره میکنیم که بهسرعت قابل جستوجو و بازیابی هستند.
چگونه توانایی فراموشی را در اینترنت از دست ندهیم
حافظههای دیجیتال امروز یکی از بخشهای ضروری زندگی ما هستند. مواجههی دائم با آنها اجتنابناپذیر است، اما میتوانیم از راهکارهایی استفاده کنیم تا در عملکرد حافظهی طبیعی خودمان اختلالی ایجاد نشود.
- هیچ دادهای را فقط با این دلیل که «شاید روزی لازم شود» ذخیره نکنیم.
- برای آرشیو خود محدودیتهای روزانه یا هفتگی تعیین کنیم.
- هنگام فراموشی خاطرات و اطلاعات، بلافاصله به حافظهی دیجیتال مراجعه نکنیم و زمانی را صرف یادآوری آنها بکنیم.
- آرشیو کردن و ذخیرهی اطلاعات را زمانبر کنیم. برای مثال، بهجای استفاده از قابلیت Save در اینستاگرام، پستهای مهم را دانلود و به یک فضای جداگانه منتقل کنیم.
- آرشیوهای خود را خارج از اپهای روزمره قرار دهیم. برای مثال، بهتر است دادههای مهم تلگرام را خارج از Saved Messages یا کانالهای تلگرام نگهداری کنیم.
- در لحظه آرشیو نکنیم. بهتر است در پایان هر روز یا هفته زمانی محدود را به آرشیو کردن اطلاعات مهم اختصاص دهیم.
- بهجای ذخیرهی یک مطلب مهم یا آموزنده، نکات مهم آن را یادداشت کنیم.
ضمنا میتوانیم حافظهی دیجیتال را با روشهای کلاسیک ثبت خاطرات ترکیب کنیم. این کار تضمین میکند که حافظههای دیجیتال چیزی بیشتر از ابزارهای متداول ثبت خاطرات نباشند:
- یک دفتر خاطرات دیجیتال تهیه کنیم و اتفاقات مهم این فضا را در آن بنویسیم.
- پس از تماشای یک فیلم یا خواندن یک کتاب، در رسانههایی مانند Letterboxd یا Goodreads یا اینستاگرام خلاصه و برداشتهای خودمان را بنویسیم.
- شماره تلفنهای پرکاربرد، مسیرها و آدرسها، مشخصات افراد، و شعرها و جملههایی را که دوست داریم بهخاطر بسپاریم.
- با دوستان و اعضای خانواده دربارهی خاطرات گذشته صحبت کنیم و سعی کنیم جزئیات فراموششده را در این گفتوگوها بازسازی کنیم.
حافظهی ما یک آرشیو ثابت نیست، بلکه در رابطه با دیگران و در اثر تجربههای جدید تغییر میکند و بازسازی میشود. مسئلهی عصر دیجیتال این است که ما در مواجههی دائم با حافظههای ثابت، از حافظهی طبیعی خودمان دور میشویم. کافی است همواره بهیاد داشته باشیم که بهخاطر سپردن با ذخیره کردن دادهها تفاوت دارد، و فراموشی هم به معنی شکست حافظه نیست.
آدرس مطلب: https://nooshdaroo.ir/digital-literacy/why-forgetting-matters-in-the-digital-age/
