به نظر شما چند درصد از نظرات و لایکهایی که در اینستاگرام، ایکس، تلگرام و سایر شبکههای اجتماعی میبینید، متعلق به آدمهای واقعی است؟
احتمالاً شما هم مثل صدها میلیون نفر دیگر، سالهاست که عضو پلتفرمهای مختلف اینترنتی هستید و کاربردهای مختلفی برای آنها یافتهاید، از پیدا کردن جواب پرسشهای فنی و آموزشی گرفته تا خواندن اتفاقات روزمره و دنبال کردن اخبار جدی. اما اگر بدانید آن سوی صفحهنمایش، لزوماً همیشه انسانهای واقعی حضور ندارند و درگیر یک بازی ساختگی هستید، چه احساسی پیدا میکنید؟
شاید وقت آن رسیده که نگاه خود را تغییر دهیم…
چه شد که فضای شبکههای اجتماعی مسموم شد؟
تغییر فضای اینترنت یکشبه اتفاق نیفتاد. زمانی که شرکتهای اجتماعیِ بزرگ تصمیم گرفتند سهام خود را در بورس عرضه کنند یا به درآمدزایی کلان برسند، مجبور شدند برای سهامداران و مدیران خود ارزش مالی بیشتری خلق کنند. در نتیجه الگوریتمها تغییر کرد، تبلیغات آزاردهنده شدند و بازیهای بیمحتوا و اخبار زرد، فید اپلیکیشنها را پر کردند.
از طرف دیگر با رشد فناوری، پلتفرمها از اطلاعات گردآوریشدهی کاربران برای آموزش هوش مصنوعی استفاده کردند. نتیجهی تمام این تغییرات این شد که در بسیاری از پلتفرمها، حضور رباتها، حسابهای جعلی و تعاملات مصنوعی پررنگتر شده است.
دیگر بهسختی میتوان کاربر واقعی را از اکانت جعلی تشخیص داد. گفتوگوها به جای اینکه سازنده باشند، لحن پرخاشگرانه به خود گرفتهاند؛ زیرا هرچه شبکههای اجتماعی پستهای جنجالی و دعواها را بیشتر نمایش دهند، شما را مدت بیشتری در سایت و اپلیکیشن نگه میدارند.
نقطهی پایان: مواجهه با مزرعهی رباتها
دانشگاه کمبریج در پژوهشی راجع به رباتها و اکانتهای جعلی در شبکههای اجتماعی، از وجود یک «بازار زیرزمینی پُررونق» سخن میگوید؛ بازاری که در آن «محبوبیتِ جعلی»، «محتوای ساختگی» و «کمپینهای هدایت افکار عمومی» به صورت علنی خرید و فروش میشود. در این فضا تولید لایک، کامنت و فالوئرِ دروغین به یک صنعت سازمانیافته تبدیل شده است.
درک واقعی این پدیده زمانی امکانپذیر میشود که پشت صحنه را ببینیم. یک نویسندهی حوزهی فناوری روایت میکند که مشاهدهی ویدیویی با عنوان «مزرعهی رباتها» (Bot Farm)، نگاه او را به شبکههای اجتماعی تغییر داد.


نویسنده فضایی را توصیف میکند که شبیه یک کابوس سایبری است. او تصاویرِ مجموعهای از صدها گوشی موبایل را دید که بدون صفحهنمایش، فقط به ردیفهای پیچیدهای از کابلها و سیمها متصل شدهاند. این گوشیها با استفاده از سختافزارهای سیمکارتی، به صورت شبانهروزی و خودکار در حال تایید اکانتها، تولید لایک، ثبت کامنتهای فیک و خلق محبوبیت مصنوعی هستند!
دیدنِ این ویدئو برای او آنقدر تکاندهنده بود که پس از سالها فعالیت، تصمیم گرفت حساب کاربری خود در «Reddit» را حذف کند. چنین روایتهایی نشان میدهد که در فضای آنلاین، همهی تعاملاتی که میبینیم الزاماً واقعی یا انسانی نیستند و بخشی از آنها ممکن است محصول یک صنعت پنهان و سازمانیافته باشد.
اینترنت دیگر «زنده» نیست!
نظریهای به نام «تئوری اینترنتِ مرده» (Dead Internet Theory) داریم که طی سالهای اخیر به محبوبیت فراوان رسیده است. این نظریه میگوید میزان فعالیت رباتها در فضای آنلاین، به مراتب بیشتر از انسانهاست و اینترنت دیگر جایی برای روابط انسانی نیست؛ بلکه چرخهای بیپایان از رباتهایی است که برای جلب توجه و هدایت ذهن شما به سمت و سوی خاصی تلاش میکنند.
طرفداران این نظریه معتقدند بخش قابلتوجهی از لایکها، بازدیدها، کامنتها و حتی بحثهای بهظاهر داغ و احساسی، توسط رباتها یا حسابهای جعلی هدایت میشوند؛ طوری که کاربرِ عادی تصور میکند با یک «گروه واقعی» در تعامل است، ولی در عمل با صحنهسازی دیجیتال روبهرو شده است.
نظریهی اینترنت مرده از نظر علمی هنوز نیاز به شواهد بیشتری دارد و هنوز کمی اغراقآمیز به نظر میرسد، اما یک نکتهی کلیدی را به درستی پررنگ میکند: ما هر روز به کنشهایی واکنش نشان میدهیم که شاید اصلاً توسط انسانهای واقعی انجام نشده باشند!
سلامت روان در گرو دوری از فضای مسموم
مطالعات نشان میدهند که افزایش زمان حضور در فضای آنلاین، چه در نوجوانان و چه در بزرگسالان، با افزایش اضطراب و افسردگی ارتباط مستقیم دارد. این موضوع باعث ایجاد «استرس مضاعف» (Meta-Stress) نیز میشود؛ یعنی مدام درگیر این نشخوار فکری میشوید که چرا بیدلیل مضطرب یا خشمگین هستید، غافل از اینکه خوراک فکری شما توسط الگوریتمها و رباتها تنظیم شده است!
وقتی به واقعیتهای پشت پرده فکر میکنیم، متوجه میشویم که بسیاری از پلتفرمهای محبوب، به موتورهایی تقریباً یکسان برای دستکاری روانی و تعامل کورکورانه تبدیل شدهاند.
شاید دور شدن از تمام این محیطها، یا دستکم محدود کردن آنها، دقیقاً همان چیزی باشد که نیاز داریم.
چگونه کنترل زندگی دیجیتال خود را پس بگیریم؟
اگر اعتبار فضاهای مجازی را به چالش بکشید، رها کردن پلتفرمهای اعتیادآوری که ساعتها وقت شما را میگیرند، آسانتر میشود. برای به دست گرفتن کنترلِ زندگی دیجیتال خود، راهکارهای زیر را امتحان کنید:
- صفحهنمایش گوشی خود را روی حالت سیاه و سفید قرار دهید تا جذابیت بصری اپلیکیشنها کمتر شود و مغزتان فریب رنگها را نخورد.
- از قابلیتهای محدودکننده، مانند Screen Time یا Digital Wellbeing در تلفن همراه خود کمک بگیرید تا مقدار استفاده از شبکههای اجتماعی به نصف برسد.
- بهجای استفاده از اپلیکیشنهای نصبی، آنها را از گوشی پاک کنید و فقط از طریق مرورگر اینترنت (نسخهی وب) و با تایپ دستیِ نام کاربری و رمز عبور وارد حساب خود شوید. همین توقف چندثانیهای، بخش منطقی مغز (قشر پیشپیشانی) را فعال و از باز کردنِ بیهدفِ پلتفرمها جلوگیری میکند.
- قانون منع دسترسی در ساعات طلایی را اجرا کنید: برای مثال یک ساعت پس از بیداری و دو ساعت پیش از خواب. این کار جلوی استرس کاذب در آسیبپذیرترین ساعات عملکرد مغز را میگیرد و کیفیت خواب و تمرکز روزانهی شما را بهبود میدهد.
در آخر؛ به هر واکنشی اعتماد نکنید
هدف این مطلب این نیست که بگوییم همین حالا بروید و اکانتهای خود را در اینستاگرام، ایکس، تلگرام یا هر شبکهی اجتماعی دیگری حذف کنید! پیام اصلی، سادهتر و در عین حال مهمتر از این حرفهاست: آنچه در فضای آنلاین میبینید، میخوانید و حتی بهخاطر آن عصبانی یا هیجانزده میشوید، لزوماً بازتاب نظر واقعی آدمهای واقعی نیست.
وقتی با یک پست جنجالی، یک موج ناگهانی از کامنتها یا انبوهی از لایک و بازنشر روبهرو میشوید، کمی مکث کنید و از خودتان بپرسید: «این محتوا با چه هدفی ساخته یا منتشر شده است؟ آیا یک شخص یا یک سیستم میخواهد احساساتم را تحریک کند، نگاهم را تغییر دهد یا مرا به واکنشی شدید و فوری بکشاند؟»
همین چند ثانیه تردید و فاصله گرفتن، گاهی مهمترین سپر دفاعی شما در برابر فضای ساختگی و دستکاریشدهی اینترنت است.
نظر شما چیست؟ اینترنت را همچنان فضایی پویا میدانید که تعاملات انسانی را بهبود میبخشد؟ یا نظرتان به «تئوری اینترنت مرده» نزدیکتر است؟ برای ما بنویسید.

نظر بدهید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.