سواد دیجیتال حریم خصوصی

سوس‌ویلنس چیست؟ وقتی دوربین به دست مردم می‌افتد

نظارت از پایین؛ از دشکم تا دوربین گوشی
طراحی مدادی از دستی که گوشی را رو به یک دوربین مداربسته‌ی نصب‌شده بر دیوار گرفته است؛ خط‌چین‌هایی نگاه دو لنز را به هم وصل می‌کند و نشان می‌دهد حالا مردم هم از پایین ضبط می‌کنند
علی‌اصغر هنرمند
دکتر علی‌اصغر هنرمند
زمان مطالعه ۷ دقیقه

هر روز ده‌ها دوربین ما را می‌بینند: دوربین مداربسته‌ی سر در مغازه، دوربین ورودی ساختمان، دوربین کنار خیابان. این نگاه، نگاه از بالاست. کسی که دوربین را نصب کرده تصمیم می‌گیرد چه چیزی ضبط شود و چه کسی تصویرها را ببیند.

حالا اما تقریباً همه‌ی ما دوربینی در جیب‌مان داریم. همین گوشی ساده جهت نگاه را عوض کرده است و مردم عادی هم ضبط می‌کنند. برای این پدیده اسمی وجود دارد: «سوس‌ویلنس» (Sousveillance).

سوس‌ویلنس یعنی چه؟

این اصطلاح را «استیو مان»، پژوهشگر کانادایی و از پیشگامان گجت‌های پوشیدنی، ساخته. او دو کلمه‌ی فرانسوی را کنار هم گذاشت: «سور» (sur) به معنای «بالا» و «سو» (sous) به معنای «پایین».

واژه‌ی آشنای «سرویلنس» (Surveillance) که در فارسی آن را «نظارت» یا «مراقبت» ترجمه می‌کنیم، یعنی دیدن از بالا؛ مثل چشمی که از بالای دیوار همه‌چیز را می‌پاید. سوس‌ویلنس برعکس آن است: دیدن از پایین.

به تعریف دانشنامه‌ی ویکی‌پدیا، سوس‌ویلنس یعنی ثبت رویداد به دست یکی از مردم عادی، نه مقام یا سازمان صاحب‌اختیار؛ آن هم معمولاً با وسیله‌‌ای کوچک و همراه مثل گوشی یا دوربین‌های پوشیدنی. در فارسی می‌شود آن را «نظارت از پایین» یا «ثبت شهروندی» هم نامید.

«پایین» در این اصطلاح دو معنا دارد:

  • پایین به معنای فیزیکی: دوربین به‌جای اینکه بالای ساختمان نصب شود، همراه آدم‌هاست و هم‌قد چشم ما می‌بیند.
  • پایین به معنای جایگاه: کسی که ضبط می‌کند شهروند یا مشتری عادی است، نه صاحب اختیار آن موقعیت.

چند مثال آشنا از زندگی روزمره

لازم نیست کار پیچیده‌ای کرده باشید تا سوس‌ویلنس را تجربه کنید. احتمالاً خودتان بارها این کار را کرده‌اید:

  • دوربین خودرو (دشکم) که لحظه‌ی تصادف را ثبت می‌کند و در دعوای مقصر بودن و خسارت بیمه به کار می‌آید
  • ویدئویی که مستأجر هنگام تحویل گرفتن خانه از دیوارها، شیرآلات و کف می‌گیرد تا موقع پس گرفتن ودیعه بحثی پیش نیاید
  • فیلمی که از وضعیت گوشی یا خودرو هنگام تحویل دادن به تعمیرکار ضبط می‌کنیم
  • ضبط لحظه‌ی تحویل کالا در معامله‌ی دست‌دوم، وقتی خریدار و فروشنده همدیگر را نمی‌شناسند
  • عکسی که از فاکتور یا برچسب قیمت کالا می‌گیریم تا اگر بعداً اختلافی پیش آمد، مدرک داشته باشیم
  • ویدئوهایی که مردم از سیل، زلزله یا طوفان گرد و خاک می‌گیرند و گاهی زودتر از هر رسانه‌ای تصویر واقعی حادثه را نشان می‌دهند

نمونه‌های جهانی هم کم نیستند: در سال ۲۰۱۳ شهاب‌سنگی در آسمان شهر چلیابینسک روسیه منفجر شد و دوربین‌های خودرو آن را از زاویه‌های مختلف ثبت کردند. سال ۲۰۱۵ هم دوربین خودروهایی که در پایتخت تایوان، در حرکت بودند لحظه‌ی سقوط هواپیمای مسافربری را ضبط کردند.

سال ۲۰۰۸ پژوهشگران دانشگاه کمبریج در انگلستان به پیک‌های دوچرخه‌سوار حسگر دادند تا هنگام رفت‌وآمد در شهر، آلودگی هوای خیابان‌ها را اندازه بگیرند و برای پژوهشگران بفرستند. برای ما که هر پاییز و زمستان با هوای آلوده‌ی شهرهای بزرگ سروکار داریم، این ایده آشناست: مردم خودشان داده جمع می‌کنند و تصویر کامل‌تری از هوای محله‌شان به دست می‌آید.

گونه‌های سوس‌ویلنس

پژوهشگران برای شکل‌های مختلف این پدیده اسم‌های جداگانه‌ای گذاشته‌اند. سه گونه‌ی مهم‌تر از این قرارند:

ثبت زندگی شخصی

در ساده‌ترین شکل، سوس‌ویلنس یعنی آدم‌ها از دید خودشان، یعنی از زاویه‌ی اول‌شخص، اتفاق‌های اطرافشان را ثبت کنند؛ بدون اینکه لزوماً هدف خاصی پشت آن باشد. دوربین‌های پوشیدنی، عینک‌های هوشمند و حتی عادت فیلم گرفتن از همه‌چیز با گوشی، همه در این دسته‌اند.

ثبت از پایین به بالا

گونه‌ی دیگر وقتی است که کسی که در موقعیتی دست پایین‌تر را دارد، رفتار طرف مقابل را ضبط می‌کند. ویکی‌پدیا برای این گونه مثال‌هایی مثل مشتری که از فروشنده فیلم می‌گیرد یا مسافری که از راننده‌ی تاکسی ضبط می‌کند آورده است.

جالب اینجاست که بیشتر ما گاهی این طرف دوربین هستیم و گاهی آن طرف. «هاوارد راینگولد»، نویسنده‌ی آمریکایی حوزه‌ی فناوری، این وضعیت را به رابطه‌ی عابر پیاده و راننده تشبیه می‌کند: همه‌ی ما گاهی پیاده‌ایم و گاهی پشت فرمان. مغازه‌داری که دوربین مداربسته دارد، وقتی خودش مشتری جای دیگری می‌شود، ممکن است گوشی‌اش را برای ضبط بالا بیاورد.

ثبت برای اثبات بی‌گناهی

گاهی آدم‌ها ضبط می‌کنند تا اگر روزی متهم شدند، مدرکی برای دفاع داشته باشند. نمونه‌ی معروف آن «حسن الهی»، استاد دانشگاه مریلند آمریکاست. نام او به اشتباه در فهرست افراد مظنون قرار گرفت و او برای اثبات بی‌گناهی‌اش، سال‌ها جزئیات زندگی‌اش را، از مکان حضور تا تراکنش‌های کارت بانکی، به‌طور عمومی منتشر کرد!

این نمونه‌ی افراطی نشان می‌دهد ثبت برای دفاع از خود چه هزینه‌ای برای حریم خصوصی دارد. نسخه‌ی روزمره و معقول آن همان دشکم خودرو یا ویدئوی تحویل خانه است. برخی رانندگان تاکسی‌های اینترنتی هم در خودرو دوربین نصب می‌کنند تا در برابر شکایت‌های ناروا مدرک داشته باشند.

چرا این مفهوم مهم است؟

استیو مان معتقد است نظارت از بالا معمولاً پنهانی است و اگر از آن سوءاستفاده شود، کمتر کسی باخبر می‌شود. در مقابل، تصویرهایی که مردم ضبط می‌کنند معمولاً دست‌به‌دست می‌شوند و رفتارهای نادرست را زودتر جلوی چشم همه می‌آورند.

نکته‌ی دیگر این است که گاهی خود احتمال ضبط شدن کافی است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند آدم‌ها وقتی می‌دانند جلوی دوربین هستند رفتار متفاوتی دارند. وقتی همه می‌دانند ممکن است کسی در حال ضبط باشد، معمولاً هر دو طرف موقعیت محتاط‌تر رفتار می‌کنند.

نویسنده‌ی آمریکایی «دیوید برین» هم در کتاب «جامعه‌ی شفاف» که سال ۱۹۹۷ منتشر شد، از همین ایده دفاع می‌کند: اگر قرار است دوربین‌ها همه‌جا باشند، بهتر است شفافیت دوطرفه باشد، نه یک‌طرفه.

روی دیگر سکه: وقتی دوربین ما حریم دیگران را می‌شکند

سوس‌ویلنس فقط ابزار دفاع نیست. همان گوشی که از حق ما دفاع می‌کند، می‌تواند حریم خصوصی آدم دیگری را زیر پا بگذارد.

کسی که در تصویر ماست هم حریم خصوصی دارد. ویدئوی دعوای خیابانی، بیماری در راهروی بیمارستان یا همسایه‌ای در لحظه‌ای ناخوشایند، اگر منتشر شود ممکن است سال‌ها در اینترنت بماند و گریبان‌گیر آن شخص شود.

چند ثانیه تصویر هم همیشه کل ماجرا را نشان نمی‌دهد. ویدئویی که بدون مقدمه و زمینه دست‌به‌دست می‌شود، ممکن است باعث قضاوت جمعی درباره‌ی کسی شود که شاید اصلاً مقصر اصلی نبوده است.

از نظر حقوقی هم باید حواس‌مان باشد. طبق ماده‌ی ۱۷ قانون جرائم رایانه‌ای، انتشار صوت، تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی دیگران بدون رضایت خودشان، اگر به ضرر آن‌ها منجر شود یا عرفاً باعث هتک حیثیت‌شان شود، جرم است. پس مرز میان «ثبت برای مدرک» و «انتشار عمومی» مرز مهمی است.

ضبط کردن گاهی برای خود فیلم‌بردار هم دردسر درست می‌کند. بالا آوردن گوشی در موقعیتی پرتنش ممکن است بحث را به درگیری بکشاند. توجه کنید که امنیت خودتان همیشه از ثبت تصویر مهم‌تر است.

انتشار فیلم خصوصی دیگران بدون رضایتشان، حتی با نیت خیر، ممکن است برای خودتان دردسر حقوقی بسازد.

پیش از ضبط و انتشار، این‌ها را بررسی کنید

اگر قرار است دوربین گوشی‌تان را روشن کنید، این چند مورد را از نظر بگذرانید:

  • هدف ضبط روشن است: مدرک برای خودم، نه انتشار در شبکه‌های اجتماعی
  • ضبط کردن، خودم یا کسی را در معرض خطر یا درگیری قرار نمی‌دهد
  • چهره، پلاک خودرو و نشانی کسانی که ربطی به ماجرا ندارند، محو شده است
  • اطلاعات مکانی و متادیتای فایل پیش از انتشار پاک شده است
  • این چند ثانیه تصویر کل ماجرا را نشان می‌دهد، نه فقط تکه‌ای از آن
  • اگر جای آدم داخل تصویر بودم، به انتشار آن راضی بودم

اگر ویدئو قرار است مدرک باشد، فایل اصلی را دست‌نخورده نگه دارید. برش، فیلتر یا ارسال از پیام‌رسان‌ها ممکن است کیفیت فایل یا اطلاعات زمان و مکان آن را از بین ببرد. نسخه‌ی اصلی را پیش خودتان نگه دارید و اگر لازم شد، نسخه‌ی پاک‌سازی‌شده را منتشر کنید.

دوربین در دست هر دو طرف

سوس‌ویلنس یادآوری می‌کند که دوربین دیگر فقط در دست صاحبان ساختمان‌ها و سازمان‌ها نیست. گوشی ما می‌تواند از حق‌مان دفاع کند، ادعایی را ثابت کند یا حادثه‌ای را برای همیشه ثبت کند.

همین ابزار اما اگر بی‌ملاحظه به کار برود، حریم کسی را می‌شکند که شاید فقط در لحظه‌ی اشتباهی جلوی لنز بوده است. قاعده‌ی ساده این است: ضبط کنید تا از حق‌تان دفاع کنید، نه تا آبروی کسی را ببرید.

پرسش‌های رایج

تازه‌ترین مطالب

مطالب پرنگاه

حکایت‌های کوتاه، حقیقت‌های بزرگ

در این بخش، به بررسی دقیق و جامع نشانه‌ها و رفتارهایی می‌پردازیم که ممکن است به کلاهبرداری آنلاین مرتبط باشند. شناخت این موارد می‌تواند به شما کمک کند.

ویدیو های بیشتر

منابع

  1. Sousveillance – Wikipedia
    https://en.wikipedia.org/wiki/Sousveillance
  2. همشهری آنلاین – انتشار عکس و فیلم خصوصی در فضای مجازی چه مجازاتی دارد؟
    https://www.hamshahrionline.ir/news/884516/