سواد دیجیتال

اینترنت چگونه از غریزه‌ی خودشیفتگی استفاده می‌کند

آیا می‌توانیم به‌درستی با واقعیت‌ها روبرو شویم؟
خودشیفتگی در اینترنت
رضا زارع‌پور
زمان مطالعه ۸ دقیقه
صحت سنجی شده

در جهان دیجیتال، خواسته‌ها و تمایلات ما در کوتاه‌ترین زمان به‌صورت مجازی برآورده می‌شوند. دل‌مان می‌خواد کسی یا جایی را ببینیم، چند ثانیه‌ی بعد هویت و تصویر مجازی آن‌ها جلو چشمان ما ظاهر شده. می‌خواهیم با کسی ارتباطی برقرار کنیم، کافی است چند کلمه روی کیبورد خود لمس کنیم تا یک چت آغاز شود.

فناوری‌های دیجیتال زندگی ما را آسان می‌کنند، اما همزمان تمایز میان «آن‌چه من می‌خواهم» و «پاسخی که جهان بیرون می‌دهد» را نیز محو کرده‌اند. پلتفرم‌های دیجیتال، دست‌کم در بسیاری از موقعیت‌ها، به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که به خواسته‌های ما «سریع و مستقیم» پاسخ دهند. پژوهشگران روان‌شناسی هشدار می‌دهند که این ساختار شباهت‌هایی بنیادی با پدیده‌ی خودشیفتگی دارد.

شناخت خود یعنی مواجهه با دیگری

اگر از ما بخواهند خودمان را تعریف کنیم، به احساسات، افکار، خاطرات و خواسته‌های درون خودمان مراجعه می‌کنیم و با بیان مجموعه‌ی آن‌ها به توصیفی از «من» می‌رسیم. اما پیش از آن که بتوانیم برای شناخت خود به درون‌مان نگاه کنیم، باید بتوانیم درکی از تمایز میان درون و بیرون خودمان داشته باشیم.

یک نوزاد نمی‌تواند آن‌گونه که افراد بالغ میان خودشان و جهان بیرون تمایز می‌گذارند، چنین مرزی را تجربه کند. او تحت حمایت والدین خود است و نیازهایش (گرسنگی، ناراحتی، سردی یا گرمی و نیاز به آغوش) بلافاصله برآورده می‌شود.

یک کودک با گذر زمان با شرایطی روبرو می‌شود که نیازهایش در همان لحظه پاسخ داده نشود. شاید گرسنه باشد، اما غذا همان لحظه در دسترس نیست؛ به توجه و صحبت با یک شخص نیاز داشته باشد، اما آن شخص مشغول کار دیگری باشد. او با این پیام مواجه می‌شود که خواست او به‌تنهایی تعیین‌کننده‌ی واقعیت نیست. پس کودک کم‌کم تمایز میان خود و دیگران را می‌فهمد.

به همین علت، برخی از نظریه‌های روان‌شناختی شکل‌گیری «خود» (ego) و شناخت آن را یک فرایند رابطه‌ای می‌دانند. یعنی شناخت ما از خودمان زمانی شکل می‌گیرد که با دیگری مواجه شویم. اما ما فقط زمانی می‌توانیم واقعاً با دیگری مواجه شویم که او چیزی متفاوت با خواسته‌های ما بخواهد و برآورده شدن خواسته‌های ما به او وابسته باشد.

یکی از جنبه‌های بلوغ روانی عبارت است از توانایی ما برای پذیرش این حقیقت که دیگران و دنیای بیرون در کنترل ما نیستند. چنین پذیرشی ساده نیست و از لحاظ روانی نیاز به نوعی سوگواری دارد که در طی آن «خود» ما ویژگی‌های خاصی را درون خود نهادینه می‌کند و شکل می‌گیرد. احساسات، افکار، خاطرات و خواسته‌هایی که برای توصیف خودمان به سراغ‌شان می‌رویم، به این ترتیب شکل می‌گیرند.

در خودشیفتگی مرز بین خود و دیگری محو می‌شود

در اساطیر یونان باستان، نارکیسوس یا نارسیس جوانی زیباست که شیفته‌ی تصویر خود در آب رودخانه می‌شود. او نمی‌تواند درک کند چیزی که در آب می‌بیند فقط بازتاب خود اوست. او دیگر به معشوق خود، اِکو، توجهی نمی‌کند و آن‌قدر به تصویر خود زل می‌زند که تحلیل می‌رود و به گل سفید و طلایی نرگس تبدیل می‌شود.

مسئله‌ی نارسیس این نیست که او علاقه‌ای بیش از حد به خودش دارد. بلکه در دنیای بیرون چیزی غیر از خودش را نمی‌بیند. برای او دیگران وجود ندارند. نارسیس از خود خارج نمی‌شود و تمایز میان خود با دنیای بیرون را درک نمی‌کند. برای او، دنیای بیرون خلاصه می‌شود در تصویری که از خودش درون آب می‌بیند. او از هر آن‌چه که به او درکی از دیگری می‌دهد دوری می‌کند.

نارسیس یک مثال افراطی و حدی از یکی از جنبه‌های اصلی خودشیفتگی است. روان‌شناسان بر این نکته تأکید می‌کنند که یک حدی از خودشیفتگی در بسیاری از انسان‌ها وجود دارد.

خودشیفتگی جایی به یک اختلال تبدیل می‌شود که فرد نتواند استقلال دیگران و محدودیت‌های واقعی را به رسمیت بشناسد.

تحمل فاصله‌ی میان چیزی که ما می‌خواهیم و چیزی که در واقعیت وجود دارد دشوار است. همه‌ی ما تمایل داریم تا جای ممکن از این تفاوت اجتناب کنیم و شرایطی را تجربه کنیم که چنین فاصله‌ای بین خواسته‌ها و واقعیت در آن وجود ندارد. اما فرد سالم مرز میان خود و جهان را تصدیق می‌کند، در رفتار خود آن را در نظر می‌گیرد و با این حقیقت کنار می‌آید که خواسته‌های او واقعیت دنیا را تعیین نمی‌کند.

شباهت ساختاری فضای دیجیتال به خودشیفتگی

بخش مهمی از رشد روانی ما در مواجهه با محیطی حاصل می‌شود که چیزها در آن مطابق خواسته‌های ما نباشد. اما فضای دیجیتال این‌گونه نیست. دونالد وینیکات (Donald Winnicott)، روانکاو انگلیسی، عقیده داشت که بازنمایی‌های مجازی ماهیتی ذهنی دارند، اما به‌طرزی متناقض این احساس را درون ما ایجاد می‌کنند که بیرون از ما و متعلق به دیگری هستند.

علت این است که فضای دیجیتال به‌شدت شخصی‌سازی می‌شود و ما را در مرکز تمام کنش‌ها قرار می‌دهد. در اینترنت، ما فقط خیال می‌کنیم که نیازمان با وجود یک فرد دیگر برآورده شده، در حالی که تمایز بین خود و دیگری کاملاً از بین رفته است.

اگر نیازی به برقراری ارتباط و دیدار با یک فرد دیگر داشته باشیم، فضای مجازی فارغ از این که این دیگری چه کسی باشد، این نیاز را بلافاصله برطرف می‌کند. رسانه‌های جمعی مانند اینستاگرام یک امکان تقریباً بی‌نهایت را برای دیدار مجازی با یک فرد دیگر به‌وجود می‌آورند، و در پیام‌رسان‌ها و دایرکت‌ها یک دیگری وجود دارد که با او چت کنیم.

اینترنت یک مسیر بسیار کوتاه و تقریباً بلافاصله میان تمایل و برآورده شدن ایجاد می‌کند و ما به‌سادگی از این حقیقت دور می‌مانیم که دیگران خواسته‌هایی متفاوت دارند. آشنایی‌ها در این فضا بدون هیچ مسئولیت و عذاب وجدانی کنار گذاشته می‌شوند تا شخص دیگری‌ را پیدا کنیم که مایل است بلافاصله خواسته‌های ما را برآورده کند.

همانند نارسیس، ما نیز وسوسه می‌شویم در این فضا فقط به بازنمایی‌هایی بپردازیم که کاملاً با خواسته‌های ما سازگار هستند. ما دیگر با دیگرانی که واقعاً دیگری هستند ارتباط برقرار نمی‌کنیم، بلکه با دیگرانی ارتباط برقرار می‌کنیم که هویت دیجیتالی آن‌ها با ذهنیت شخصی ما همخوانی داشته باشد.

چگونه از ساختار خودمحور اینترنت در امان بمانیم

مسئله‌ی اصلی جهان آنلاین حذف فاصله‌ی میان میل و برآورده شدن آن است. کلید حل مسئله این است که این فاصله‌ی از دست رفته را، علی‌رغم تمام امکانات و وسوسه‌های این فضا، به آن بازگردانیم.

بخشی از تلاش برای بازگرداندن فاصله‌ی بین میل و برآورده شدن نیازها، اقداماتی است که بهتر است در همین فضای مجازی انجام دهیم:

  • همواره در ذهن داشته باشیم که دسترسی به افراد در فضای مجازی به‌معنای دسترسی واقعی به آن‌ها نیست.
  • در صورتی که میل به ارتباط در ما شکل گرفت، مکث کنیم و علت این نیاز را دریابیم: آیا نیاز به گفت‌وگو و اضطرابی داریم، یا واقعاً می‌خواهیم با آن شخص خاص ارتباط برقرار کنیم؟
  • از چک کردن مداوم فعالیت‌های مجازی نزدیکان خود مانند آخرین بازدیدها، استوری‌ها، لایک‌ها، موقعیت مکانی آنلاین، خودداری کنیم؛ زیرا این امکانات توهم حضور واقعی آن‌ها را تقویت می‌کند.
  • سعی کنیم با خودداری از تماشای تصاویر و خواندن پیام‌های قدیمی یا برقراری ارتباط فوری، مدتی دلتنگی را در فضای دیجیتال نیز تحمل کنیم.
  • به دیگران اجازه دهیم در فضای دیجیتال غایب باشند و با تأخیر به ما پاسخ دهند.
  • از امکاناتی مانند بلاک، میوت یا آنفالو (در صورتی که خطر جدی‌ای امنیت ما را تهدید نمی‌کند) بیش از حد استفاده نکنیم، زیرا تجربه‌ی مواجهه با دیگری را مختل می‌کند.

همچنین می‌توانیم اقداماتی را خارج از فضای مجازی انجام دهیم تا تجربه‌ی حضور دیگری برای ما پررنگ‌تر شود و در نتیجه آثار روانی فضای دیجیتال را خنثی کنیم.

  • بهتر است دیدارهای حضوری خود را تا جای ممکن بیشتر کنیم، زیرا در این دیدارها به ابزارهای مدیریت چت و اکانت در شبکه‌های اجتماعی دسترسی نداریم و با یک دیگری در کامل‌ترین حالت او مواجه می‌شویم.
  • هنگامی که کاری را برای دیگری انجام می‌دهیم، انتظار پاسخ یا جبران بلافاصله نداشته باشیم. با این کار، رابطه از یک مبادله‌ی فوری، که در فضای دیجیتال به آن رغبت پیدا می‌کنیم، فاصله می‌گیریم.
  • فعالیت‌های مشترکی را (مانند مطالعه‌ی یک کتاب یا یادگیری یک مهارت مشترک) با دیگری آغاز کنیم که رسیدن به نتیجه نیازمند برنامه‌ریزی مشترک و درنظر گرفتن اختلاف‌ها است.
  • این حقیقت را به رسمیت بشناسیم که روابط برای شکل‌گیری نیاز به صرف زمان دارند و ایجاد صمیمیت زمان و تلاش زیادی می‌طلبد.
  • روابط را از دسترسی همیشگی خارج کنیم و به نزدیکان خود فرصت تنها بودن بدهیم.
  • سعی کنیم تصمیمات مهم و تأثیرگذاری را به دیگری واگذار کنیم؛ برای مثال این که دیگری چه احساساتی دارد، آیا با پیشنهادهای ما موافقت خواهد کرد یا نه، یا حتی این که مایل است ارتباط خود را با ما حفظ کند یا نه.

اینترنت باید مکمل تعاملات واقعی ما باشد، نه جایگزین آن.

در فضای دیجیتال که عامدانه برای حذف اصطکاک با جهان واقعی طراحی شده است، لازم است ما نیز عامدانه مقداری اصطکاک را حفظ یا ایجاد کنیم. فاصله‌ی میان میل و برآورده شدن آن، تفاوت پاسخ‌هایی که می‌خواهیم و پاسخ‌هایی که می‌شنویم، تحمل دلتنگی در لحظاتی که بیش از همیشه به ارتباط نیاز داریم؛ همه‌ی این‌ها به ما یادآوری می‌کنند که مرز بسیار پررنگ و تعیین‌کننده‌ای میان «من» و دیگری وجود دارد. با درک این مرز است که اول از همه می‌توانیم خودمان را بشناسیم و سپس جهان را برای خود معنی کنیم.

تازه‌ترین مطالب

مطالب پرنگاه

حکایت‌های کوتاه، حقیقت‌های بزرگ

در این بخش، به بررسی دقیق و جامع نشانه‌ها و رفتارهایی می‌پردازیم که ممکن است به کلاهبرداری آنلاین مرتبط باشند. شناخت این موارد می‌تواند به شما کمک کند.

ویدیو های بیشتر

منابع

  1. Social media and the 21st century narcissistic culture
    https://doi.org/10.15584/sar.2025.22.2
  2. Digital melancholy
    https://doi.org/10.1080/19342039.2013.840231
  3. The Narcissism We Live With: A Systematic Review of Normalized Ego-Centered Behavior
    https://doi.org/10.1080/01639625.2026.2632679
  4. The use of an object and relating through identifications
    https://doi.org/10.1093/med:psych/9780190271404.003.0066
  5. What Is Narcissistic Personality Disorder?
    https://www.psychiatry.org/News-room/APA-Blogs/What-Is-Narcissistic-Personality-Disorder