وقتی صحبت از حفظ امنیت کودکان و نوجوانان در فضای آنلاین میشود، اولین راهحلی که به ذهن میرسد بستن درهاست. استرالیا چنین محدودیتی را اجرا کرده و کشورهایی مانند بریتانیا، فرانسه، نروژ و دانمارک نیز در حال بررسی یا پیشبرد محدودیتهای سنی مشابه هستند؛ البته سن، دامنه و شیوه اجرا در هر کشور متفاوت است.
این تصمیم در ظاهر برای حفاظت از کودکان در برابر آسیب روانی، قلدری سایبری و محتوای نامناسب گرفته شده، اما اجرای آن به معنی تغییر بنیادین در نحوهی استفاده همه ما از اینترنت است.اجرای گسترده چنین قوانینی میتواند بسیاری از کاربران، حتی بزرگسالان، را با احراز سن روبهرو کند که خطر جدی نشت اطلاعات و نظارت همگانی را به همراه دارد.
زیرساخت جدید احراز هویت در وب
تا امروز پلتفرمها برای احراز سن از کاربران میخواستند تاریخ تولد خود را وارد کنند؛ سیستمی که بسیاری از نوجوانان میتوانستند با وارد کردن تاریخ تولد نادرست از آن عبور کنند. حالا اما دولتها شرکتهای فناوری را مجبور کردهاند که روشهای سختگیرانهای برای تأیید سن به کار بگیرند. این روشها میتواند شامل تخمین سن از چهره، هویت دیجیتال، بررسی کارت اعتباری، شماره موبایل، ایمیل یا تطبیق عکس با مدرک هویتی باشد.
این پدیده که به آن «حصارکشی سنی» (Age-Gating) میگویند، فقط محدود به کودکان نیست؛ برای اینکه پلتفرم تشخیص دهد شما زیر ۱۶ سال نیستید، باید هویت و سن دقیق شما را به عنوان یک بزرگسال نیز بررسی و تأیید کند. این موضوع به معنای جمعآوری حجم عظیمی از دادههای شخصی است که حریم خصوصی همه را به خطر میاندازد. در واقع ما برای محافظت از کودکان، اطلاعات شخصی خود را به دست شرکتهایی میدهیم که سابقه درخشانی در حفظ حریم خصوصی ندارند.
پیامدهای محرومسازی کودکان و نوجوانان از شبکههای اجتماعی
ما ایرانیها خیلی خوب میدانیم در دنیای فناوری هر جا دیواری کشیده شود، کاربران راهی برای پریدن از روی آن پیدا میکنند. نوجوانان همیشه در زمینهی فناوری یک قدم از والدین و قانونگذاران جلوتر هستند و پیامدهای ناخواسته این قوانین میتواند بسیار جدیتر از خود مشکل باشد. در ادامه برخی از پیامدهای حیاتی این ممنوعیت را بررسی میکنیم.
- مسدود شدن مسیرهای یادگیری
یکی از بزرگترین چالشهای این ممنوعیت، از بین رفتن فرصتهای یادگیری است. برای نسل جدید پلتفرمهایی مثل یوتیوب حکم کلاس درس را دارند. از آموزش ریاضی و برنامهنویسی گرفته تا یادگیری کارهای فنی ساده، همگی از طریق ویدئو منتقل میشوند. محروم کردن نوجوانان از این بسترها، دسترسی آنها به دانش روز را به شدت محدود میکند. - مهاجرت به پلتفرمهای کمنظارتتر
وقتی نوجوانان از پلتفرمهای بزرگی مثل اینستاگرام یا یوتیوب منع شوند، به سمت پلتفرمهای کوچکتر، کمنظارتتر یا مسیرهایی مثل حساب جعلی، VPN و مرورگر خصوصی اینترنتی هدایت میشوند.
تجربههای مشابه در استرالیا نشان داده که از هر ۱۰ نوجوان، ۷ نفر به روشهای مختلف از سد این ممنوعیتها عبور کردهاند. اگر نوجوانی در این فضاهای پنهان با مشکلی مثل اخاذی یا قلدری مواجه شود، به دلیل ترسی که از دور زدن قانون دارد، احتمالاً از والدین یا نهادهای حمایتی کمک نخواهد گرفت. - انزوای اجتماعی
برای بسیاری از نوجوانان، به ویژه آنهایی که شرایط خاص یا مشکلات ارتباطی دارند، شبکههای اجتماعی تنها راه برقراری ارتباط با جهان بیرون و پیدا کردن دوستانی با علایق مشترک است. محروم شدن از سرویسهای مذکور آنها را بیش از پیش به سوی انزوای اجتماعی سوق میدهد.
چه باید کرد؟ راهکارهای عملی برای کاربران و خانوادهها
ساختن باغ محصور در فضای دیجیتال تنها زمانی کارساز است که افراد خودشان بخواهند در آن بمانند. راهکار منطقیتر در ارتقای سواد دیجیتال کودکان و نوجوانان خلاصه میشود:
- همراهی به جای ممنوعیت: به جای گرفتن گوشی، با فرزندان درباره نحوه کارکرد الگوریتمها صحبت کنید تا بدانند چرا نمیتوانند از تماشای ویدئوها دل بکنند. همچنین در تنظیمات گوشی از Digital Wellbeing در اندروید و Screen Time در آیفون برای محدود کردن زمان استفاده روزانه فرزندان استفاده کنید.
- استفاده از حسابهای خانوادگی و ابزارهای کنترل والدین: پلتفرمهایی مانند یوتیوب نسخهی مخصوص کودکان (YouTube Kids) یا قابلیت ایجاد اکانت متصل به والدین را ارائه میدهند. به جای قطع دسترسی کامل، از این ابزارها برای مدیریت محتوا استفاده کنید.
- حساسیت روی ارائه اسکن چهره و مدارک: هر زمان پلتفرمی از شما درخواست اسکن چهره یا کارت شناسایی برای احراز هویت کرد، تا حد امکان قوانین حریم خصوصی آن را بررسی کنید که آیا این دادهها بلافاصله پس از تأیید سن حذف میشوند یا خیر.
- آموزش مفاهیم مهم به فرزندان: به آنها توضیح دهید که استفاده از فیلترشکنهای نامعتبر، ثبتنام در سایتهای ناشناخته برای دور زدن محدودیت سن یا خرید اکانت اجارهای اطلاعات شخصی آنها را در معرض هک قرار میدهد.
- مطالبهگری از پلتفرمها: قوانین باید شرکتهای فناوری را مجبور کنند تا محیطهای امنتری برای کودکان بسازند، نه این که ما را مجبور کنند هویت خود را برای تماشای یک ویدئو افشا کنیم.
در آخر
ممنوعیت سنی در ظاهر راهکاری ساده برای نجات نوجوانان از آسیبهای فضای مجازی به نظر میرسد، اما میتواند هزینه حریم خصوصی قابل توجهی برای همه کاربران ایجاد کند. تجارب قبلی نشان داده حصارهای قانونی نمیتوانند مانع کنجکاوی نسل جدید شوند و آنها را به سمت بخشهای تاریکتر و ناامن اینترنت سوق میدهند. امنیت واقعی فرزندان در فضای آنلاین با آموزش سواد دیجیتال، استفاده هوشمندانه از ابزارهای کنترل والدین و گفتگوی مستمر در خانواده شکل میگیرد.
