حتماً تا به حال در چنین موقعیتی قرار گرفتهاید: موضوعی از جانب شخصی دیگر مطرح میشود و با اینکه فرصت یا علاقهای برای بحث کردن ندارید، اما برای برای اینکه طرف مقابل نرنجد، چیزی نمیگویید و ساعتها از وقت خود را صرف گوش دادن به او و نظرات گرانبهایش میکنید. در نهایت هم نتیجهای جز خستگی، نگرانی و تشدید افکار منفی حاصل نمیشود.
این یعنی شما اولویتهای دیگران را به اولویتهای خودتان ترجیح دادهاید، چون نتوانستهاید به آنها «نه» بگویید و بحث را به پایان برسانید.
یک جملهی معروف داریم که میگوید «اگر زندگیتان را اولویتبندی نکنید، شخص دیگری این کار را میکند.» بنابراین، یکی از مهارتهای مهمی که باید در خود پرورش دهیم، «نه گفتن» به دیگران است. هدف از نه گفتن این است که جسارت ما بیشتر شود و بتوانیم راهی را انتخاب کنیم که با عقاید و نیازهایمان سازگارتر است.
چرا نمیتوانیم «نه» بگوییم؟
بسیاری از ما در مواجهه با بحثهای بیپایان در شرایط بحرانی، از گفتنِ «نه» ناتوانیم. حتی اگر پاسخ منفی بدهیم، بعد از آن احساس ملامت یا گناه میکنیم.
در واقع نه گفتن به افرادی که در زندگیمان حضور پررنگی دارند، کار سختی است. شاید بتوانیم به همکار خود صراحتاً بگوییم که تمایلی به ادامهی گفتوگو نداریم و ترجیح میدهیم به کارهای مهمتر خود بپردازیم، اما وقتی پای اعضای خانواده یا دوست صمیمی به میان میآید، نه گفتن دشوار میشود.
دلیل دیگر ناتوانی در نه گفتن این است که «انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و دوست دارد به دیگران کمک کند». با کمک کردن میخواهیم به دیگران نشان دهیم که چقدر دوستشان داریم و چقدر برای ما مهم هستند. اما نباید این را فراموش کرد که ما حلّال مشکلات دیگران نیستیم!
گاهی اوقات هم ناتوانی در نه گفتن به بحثها و خواستههای دیگران، ناشی از «عزت نفس پایین» است؛ یعنی اهداف و علایق دیگران را مهمتر از کارهای شخصی خود در نظر میگیریم.
اگر یاد بگیریم چطور نه بگوییم و این کار را به شکلی حسابشده انجام دهیم، نهتنها کسی از ما نمیرنجد، بلکه احترام بیشتری به دست میآوریم و دیگران ارزش ارتباط با ما را بیشتر میدانند.
چطور به بحثهای بیپایانِ دیگران نه بگوییم؟
بیایید ۱۰ راهکار موثر برای خاتمه دادن به بحثهای بیپایان را در شرایط بحرانی مرور کنیم.
۱. واضح و صریح پاسخ دهید
فرض کنید کسی دربارهی موضوعی با شما صحبت میکند که باعث ایجاد تنش و نگرانی در شما میشود و نمیخواهید وقتتان را به این بحث اختصاص دهید. خیلی شفاف و واضح نظر خود را بگویید.
این کار بیادبی نیست؛ شما فقط قرار است موضعتان را مشخص کنید تا شخص مقابل متوجه شود که تلاش برای قانع کردنتان بیهوده است و بهتر است اصرار نکند. هنگام رد کردن تقاضای دیگران، دلیلی موجه و صادقانه بیاورید. مثلاً میتوانید چنین پاسخهایی بدهید:
- «میدانم که این بحثها برای تو جالبه، اما به من اضطراب وارد میکنه و ترجیح میدم ازشون دوری کنم.»
- «وقت ندارم راجع به این موضوع حرف بزنم، چون باید به یک کار مهم و فوری برسم.»
۲. توضیحات اضافه ندهید
در ادامه نکته قبلی، سعی کنید خیلی مختصر و مفید، دلیل عدم شرکت در بحث یا ادامه ندادن را بیان کنید. محدودیتهای خود را به شکلی محترمانه توضیح دهید. مثلاً میتوانید از جملهی زیر کمک بگیرید:
- «من الان فرصت شرکت در بحث ندارم. بهتره گفتگو رو به زمان دیگهای موکول کنیم.»
اگر طرف مقابل میخواهد نظرش را تحمیل کند و شما هم میخواهید سر حرفتان بمانید، میتوانید به این صورت نه بگویید:
- «سارا جان، میدونم دوست داری در این مورد باهم بحث کنیم، اما الان نمیتونم و بهتره با کس دیگهای حرف بزنی.»
اگر اطلاعاتی دربارهی موضوع ندارید، میتوانید خیلی صادقانه توضیح دهید:
- «چون اصلاً در این رابطه تخصصی ندارم، نمیتونم نظری بدم و فکر نمیکنم گزینهی مناسبی برای این گفتوگو باشم.»
حتی میتوانید بیپرده بگویید:
- «خیلی دوست دارم باهات بحث کنم، اما فکر میکنم بیفایده باشه.»
۳. «نه» را قاطعانه بگویید
اگر نمیخواهید در بحثی که به نظرتان بینتیجه است شرکت کنید، بهتر است تصمیم خود را قاطعانه مطرح کنید تا دیگران بفهمند نمیشود نظرتان را عوض کرد.
با این کار، معمولاً دیگر کسی به ماندن شما اصرار نمیکند. در واقع با این رفتار نشان میدهید که کنترل اوضاع دست شماست، نه آنها. حتی میتوانید صراحتاً بر این نکته تأکید کنید و در ادامه بگویید که:
- «مطمئن باش نظرم عوض نمیشه!»
۴. مؤدبانه به بحث خاتمه دهید
وقتی بحث به جایی کشیده میشود که حالت گستاخانه به خود میگیرد، پاسخ دادن مودبانه سخت میشود. اما بهتر است ادب را رعایت کنید. در غیر این صورت روابطتان دچار مشکل میشوند.
از متلک انداختن و کنایه زدن هم خودداری کنید؛ ممکن است شخص مقابل این رفتار را توهینآمیز تلقی کند و احساساتش جریحهدار شود.
رویکرد بهتر این است که با جسارت و قاطعیت، پاسخی محترمانه را بدهید. موقعیتی را تصور کنید که قرار است به سفر بروید، اما دمِ رفتن ماشین خراب میشود. فرزندان خانواده شروع میکنند به غر زدن و مادر خانواده مدام سرزنشتان میکند که چرا ماشین را به سرویس دورهای نبردید. ناگهان فرزند خانواده عکسالعملی از روی عصبانیت نشان میدهد که به دور از ادب است. میتوانید با گفتن جملهی زیر، مودبانه به بحث خاتمه دهید:
«بله، بهتر بود ماشین رو سرویس دورهای میبردم، ولی الان بهتره بهجای دعوا کردن به تعمیرکار زنگ بزنیم.»

۵. از تکنیکهای ارتباط مؤثر کمک بگیرید
یکی از موثرترین راههای برقراری ارتباط با دیگران، «ارتباط چشمی» است. هنگام نه گفتن به چشمان طرف نگاه کنید. ارتباط چشمی به طرف مقابل نشان میدهد که چقدر در تصمیم خود جدی هستید.
نکتهی دیگر این که هنگام صحبت کردن «سن» و «جنسیت» طرف مقابل را هم در نظر بگیرید. گاهی لازم است کمی همدلی نشان دهید و بعد درخواستش را رد کنید تا آزرده نشود. از «زبان بدن» برای تأثیرگذاری بیشتر کمک بگیرید و در نهایت، «خودِ واقعیتان» باشید.
۶. از واژهی دیگری بهجای «نه» استفاده کنید
گفتن واژهی «نه» میتواند اثری منفی بر مخاطب بگذارد و موجب رنجش او شود. در واقع نه گفتن میتواند شما را آدمی انعطافناپذیر و بیاحساس از نظر دیگران جلوه دهد. اگر مخاطب، همکار یا رئیستان باشد هم ممکن است موقعیت شغلیتان به خطر بیفتد!
فرض کنید در حال ناهار خوردن کنار همکاران خود هستید و رئیستان بحثی استرسآور راجع به شرایط روز مطرح میکند. شما مخالف شرکت در این بحث هستید، اما در آن لحظه حس میکنید مخالفت با رئیستان جلوی جمع کار درستی نیست. یا شاید آن روز خیلی ساده حوصلهی صحبت کردن نداشته باشید!
در این موقعیت، مدیر ممکن است از نه گفتنِ شما خوشش نیاید. پس باید بتوانید مخالفت خود را به روشی دیگر نشان دهید. زمانی که از شما میپرسد نظرتان چیست، چنین جملاتی بگویید:
- «موضوع مهمیه و خیلی جای بحث داره. اما اگه اجازه بدین، بیشتر بهش فکر میکنم و یک فرصت دیگه نظرم رو میگم.»
- «خیلی دوست دارم توی این بحث شرکت کنم، اما مایلم اول نظرات بقیه رو بشنوم.»
۷. درخواست را به زمان دیگری موکول کنید
این کار عذر و بهانه آوردن نیست، بلکه راهیست برای فکر کردنِ بیشتر و ارائه پاسخ بهتر. با این کار شما تقاضای طرف مقابل را بررسی میکنید و از او وقت میخرید.
فرض کنید همکارتان وارد اتاق میشود و از شما میخواهد در پروژهاش کمکش کنید. در آن لحظه شما درگیر کارهای خودتان هستید و پاسختان منفی است. میتوانید بگویید:
- «دلم میخواد کمکت کنم، ولی الان فرصت ندارم. لطفاً ساعت ۲ باهام دوباره هماهنگ شو. اون موقع بیشتر وقت دارم.»
یا موقعیتی را در نظر بگیرید که دوستی با شما تماس میگیرد و بدگویی یکی از دوستان مشترکتان را میکند. شما هم که نمیخواهید وارد بحث شوید، میتوانید صراحتاً به او بگویید:
- «از اتفاقی که افتاده متأسفم، اما مشکلی که بین شما دو نفر پیش اومده به من ربطی نداره و دوست ندارم دخالتی کنم. بهتره خودت بری مستقیم حرفهات رو بهش بزنی.»
اما اگر دوستتان واقعاً کمک میخواهید و فکر میکنید به عنوان نفر سوم میتوانید به بهبود شرایط کمک کنید، بهتر است چنین پاسخی بدهید:
- «فکر میکنم این دلخوری دوطرفه باشه؛ قطعاً اون هم مثل تو حرفهایی برای گفتن داره. نظرت چیه که این بحث رو به یه وقتی موکول کنیم که خودش هم باشه و حرفهای هر دو طرف رو بشنوم؟»
۸. دروغ نگویید
اگر در جمع حضور دارید و برای شرکت در بحث خیلی خسته هستید، همین را صادقانه بگویید. در چنین شرایطی ممکن است با خودتان فکر کنید که اگر راستش را بگویید، از دستتان دلخور میشوند و بنابراین دلیل اصلی را نمیگویید. مثلاً ممکن است بگویید: «ببخشید، نمیتونم الان در موردش حرف بزنم، چون کلاس دارم و باید بروم.» در صورتی که کلاس ندارید و صرفاْ دروغ گفتهاید تا درخواستشان را رد کنید.
این دروغ شاید در ظاهر ضرری نداشته باشد و حتی از دلخوری دیگران جلوگیری کند، اما با دروغ گفتن در واقع نشان میدهید که از آنچه دیگران در موردتان فکر میکنند، میترسید و این دروغگویی در طولانیمدت تبدیل به عادت میشود.
در عوض روراست باشید و مثلاً بگویید:
- «ببخشید، ولی امروز مشغلهی کاریم زیاده و میخوام استراحت کنم. پس جوابم منفیه.»
یا اگر موضوعی مطرح شده که جز ایجاد تنش و اضطراب، عایدهی دیگری برایتان ندارد، صادقانه نظرتان را بگویید:
- «متأسفم، اما با توجه به شرایطی که الان دارم، فکر میکنم این موضوع حالم رو بدتر میکنه. برای همین به نظرم بهتره دیگه ادامه ندیم.»
با گفتن حقیقت، احساس قدرت بیشتری خواهید کرد و کمتر نگران واکنش طرف مقابل خواهید بود. شما مسئول واکنش دیگران نیستید، پس دلیلی هم ندارد به این فکر کنید که با شنیدن نه از جانب شما قرار است چه عکسالعملی نشان دهند.
۹. شخص دیگری را پیشنهاد دهید
وقتی از بحث کنار میکشید، طرف مقابل ممکن است احساس بلاتکلیفی کند. پس بهجای اینکه او را با یک «نه» ساده به حال خودش رها کنید، پیشنهادی جایگزین هم بدهید. چیزی شبیه به جملهی زیر:
«باران جان، من خیلی سرم شلوغه و فرصت ادامه دادن ندارم. اما شاید سارا بتونه کمکت کنه. اون امروز وقتش از من آزادتره.»
۱۰. نه گفتن به خودتان را هم تمرین کنید!
خیلی وقتها برخلاف میل خود وارد بحثهایی میشویم که هدفشان دستکاری روانی است، مانند بحثی که یک همکار سمی راه میاندازد تا عصبیمان کند. این دست افراد سمی، مهارت شگرفی در ایجاد بحثهای بیپایان دارند و میتوانند کاری کنند که روح و روانتان تا چند روز درگیر بماند.
در این شرایط باید یاد بگیرید که به حرفهای آنها فکر نکنید، به رفتارشان واکنش نشان ندهید و به احساسات خودتان مسلط باشید. این کار یعنی تمرین مهارتِ «نه گفتن به خود». توجهتان را به اهداف کاری معطوف کنید و اجازه ندهید افکار منفی بر شما مسلط شوند؛ ذهن شما باید تحت کنترل خودتان باشد!
سخن پایانی
هیچکس به اندازهی خودتان نگران وقت یا اولویتبندیها و نیازهایتان نیست. بنابراین لازم است همیشه اول نیازهای خودتان را در نظر بگیرید و بعد به نیازها و خواستههای دیگران فکر کنید. منظور این نیست که دیگران را نادیده بگیرید؛ در بحثهای گوناگون شرکت کنید و نظراتتان را به اشتراک بگذارید، اما از اولویتهای خودتان دست نکشید. حد و مرزی مشخص برای خود داشته باشید تا هیچکس به راحتی اولویتهایتان را جابهجا نکند.























