وقتی کودکی را به مدرسه یا زمین بازی میفرستیم، از او یا والدینش انتظار نداریم پیچهای وسایل بازی را بررسی کنند یا از ایمنی ساختمان مطمئن شوند؛ این محیط باید از ابتدا براساس استانداردهای ایمنی ساخته شده باشد؛ اما در شبکههای اجتماعی، هنوز بخش بزرگی از مسئولیت حفاظت از نوجوان بر دوش خود او و خانوادهاش گذاشته میشود.
سه پژوهشگر در یادداشتی تحلیلی در JAMA Network Open استدلال میکنند که توصیههایی مانند «زمان استفاده فرزندتان را کنترل کنید» یا «مراقب محتوایی که میبیند باشید» کافی نیست. والدین میتوانند برای استفاده از گوشی محدودیت بگذارند، اما نمیتوانند الگوریتم پیشنهاد محتوا، اسکرول بیپایان یا سازوکاری را تغییر دهند که با هر لایک و توقف کاربر، او را بهتر میشناسد و مدت بیشتری در برنامه نگه میدارد.
وقتی اثبات خطر تقریباً ناممکن میشود
در آمریکا، شماری از قوانین ایالتی کوشیدهاند شبکههای اجتماعی را به فعالکردن تنظیمات ایمنتر برای نوجوانان وادار کنند؛ اما بعضی شرکتها و گروههای وابسته به صنعت فناوری در دادگاه با این قوانین مقابله کردهاند.
یکی از استدلالها این است که ویژگیهایی مانند لایک، اسکرول بینهایت و نحوه نمایش محتوا بخشی از شیوه بیان پلتفرماند و محدودکردن آنها ممکن است با حق آزادی بیان شرکتها تعارض داشته باشد. پذیرش این استدلال، بار اثبات سنگینی بر دوش دولت میگذارد: قانونگذار باید مستقیماً ثابت کند یک ویژگی مشخص، مانند اسکرول بینهایت، موجب آسیب روانی نوجوانان میشود.
اما تهیه چنین مدرکی ساده نیست. پژوهشگران باید گروههایی از نوجوانان را به استفاده از نسخههای متفاوت یک شبکه اجتماعی اختصاص دهند و پیامدهای سلامت روان آنها را در طول زمان مقایسه کنند. پلتفرمهای بزرگ تاکنون امکان اجرای چنین آزمایش مستقلی را در محیط واقعی محصولات خود فراهم نکردهاند و نسخههای آزمایشی دانشگاهی نیز نمیتوانند تجربه واقعی این برنامهها را کاملاً بازسازی کنند.
بعضی آزمایشها نیز اساساً از نظر اخلاقی قابل انجام نیستند. نمیتوان گروهی از نوجوانان را عمداً در معرض محتوای مربوط به خودکشی یا خودآزاری قرار داد تا مشخص شود تعداد لایکها چه اثری بر آنها میگذارد.
تجربه استرالیا؛ ممنوعیت بهتنهایی کافی نیست
نتایج اولیه محدودیت شبکههای اجتماعی برای زیر ۱۶ سالهها در استرالیا نیز همین پیچیدگی را نشان میدهد. در ارزیابی رسمی سهماهه، تعداد کودکان دارای حساب کاهش یافت، اما میزان استفاده از شبکههای مشمول تغییر بزرگی نکرد.
نگرانکنندهتر اینکه سهم والدینی که از استفاده فرزندشان خبر نداشتند، از حدود یکچهارم به یکسوم افزایش یافت. هنوز زود است که این قانون را موفق یا شکستخورده بدانیم؛ اما دادههای اولیه نشان میدهد ممنوعیت بدون کنترل سن مؤثر و طراحی ایمنتر، ممکن است استفاده نوجوانان را پنهانیتر کند.
به همین دلیل، استرالیا و بریتانیا در حال بررسی مقرراتی هستند که فقط به سن کاربر نگاه نمیکنند. خاموشکردن پیشفرض پخش خودکار و فید شخصیسازیشده، محدودیت اعلانهای شبانه و مسئولکردن پلتفرم در برابر طراحیهای آسیبزا، نمونههایی از این رویکردند.
چرا کار والدین ایرانی سختتر است؟
برای خانواده ایرانی این تصویر آشناتر هم هست. نوجوانان ایرانی همین پلتفرمها را عمدتاً با فیلترشکن استفاده میکنند؛ یعنی نه قانونهای حداقل سن شاملشان میشود و نه هیچ حفاظت ساختهشده در طراحی محصول. عملاً همان مراقبت والدین، تنها سد میان نوجوان و طراحی این اپلیکیشنهاست.
همانطور که ایمنی خودرو فقط به محتاطبودن راننده وابسته نیست و سازنده نیز باید کمربند، ترمز و استانداردهای لازم را فراهم کند، ایمنی نوجوان در فضای آنلاین هم باید مسئولیتی مشترک باشد. توصیه به خودکنترلی لازم است؛ اما پلتفرمی که برای نگهداشتن کاربر طراحی شده، باید درباره اثر همان طراحی نیز پاسخگو باشد.
