این روزها دیدن بچههایی که غرق در بازیهای ویدیوییاند، تصویری کاملاً آشنا در بسیاری از خانههاست. بسیاری از والدین، گوشی یا تبلت را به دست کودک خردسالشان میدهند تا بلکه کمی آرام بنشیند و خودشان بتوانند به کارهایشان برسند. اما آیا این سرگرمیِ بهظاهر ساده، تأثیری بر آینده کودک دارد؟ براساس مطالعه جدیدی که در نشریه PLOS One منتشر شده است، تجربه مداوم بازیهای ویدیویی در سالهای اولیه زندگی، بهویژه در دوران خردسالی، ارتباط نزدیکی با علائم شدیدترِ اعتیاد به بازی در بزرگسالی دارد.
آیا بازی در سنین پایین، آینده فرزندمان را تغییر میدهد؟
اعتیاد به بازیهای ویدیویی وضعیتی است که در آن فرد بهشدت به بازی وابسته میشود؛ تا جایی که زندگی روزمره، تحصیل و کارش مختل میشود.
درست مانند اعتیاد به مواد، سن شروع بازی کردن هم میتواند روی شدت اعتیاد در بزرگسالی اثر بگذارد. در بحث اعتیاد، میدانیم هرچه سنِ شروع کمتر باشد، آسیبهای روانی در بزرگسالی بیشتر است. این موضوع درباره بازیهای ویدیویی اهمیت بسیار بیشتری دارد، چون بچهها خیلی زودتر از هر خطر دیگری با بازیهای دیجیتال آشنا میشوند و به آنها عادت میکنند.
با توجه به اینکه تحقیقاتِ اندکی درباره تأثیر بازی در دوران خردسالی و نوجوانی بر رفتارهای بزرگسالی انجام شده بود، پژوهشگران دانشگاه وسترن اُنتاریو تصمیم گرفتند این موضوع را عمیقتر بررسی کنند. آنها میخواستند بدانند آیا بازی کردنِ زیادِ خردسالان، صرفاً یک سرگرمی زودگذر است یا به رفتارهای وسواسگونه آنها در آینده ختم میشود.
این پژوهشگران برای بررسی دقیقتر، یک ابزار اندازهگیری به نام «مقیاس استفاده از بازیهای ویدیویی در طول عمر» (LVUS) طراحی کردند. آنها با استفاده از مدلسازیهای پیچیده آماری، افراد مختلف را بر اساس الگوی بازی کردنشان از سنین خردسالی تا امروز دستهبندی کردند.
الگوهای رفتاری در درگیری با بازیهای ویدیویی
محققان با بررسی میزان درگیری افراد با بازیها از دوران خردسالی (پیشدبستانی) تا نوجوانی (دبیرستان)، آنها را به چند گروه اصلی تقسیم کردند:
- «گروه همیشه فعال»: کسانی که از خردسالی تا نوجوانی، مدام در حال بازی بودهاند. این گروه بیشترین علائم اعتیاد به بازی را در بزرگسالی از خود نشان داد.
- «گروه با رشد تدریجی»: افرادی که در خردسالی کمتر بازی میکردند و بهمرور زمان در سنین بالاتر، میزان بازیِ آنها بیشتر شد.
- «گروه با رشد سریع»: بچههایی که در دوران خردسالی بسیار کم بازی میکردند، اما با یک جهش شدید در سالهای ابتدایی دبستان به بازیهای ویدیویی روی آوردند.
- «گروه متوسط»: کسانی که از سنین پایین بازی میکردند، اما همیشه حد تعادل را نگه میداشتند. شدت علائم اعتیاد در این گروه، تفاوت چندانی با گروه اول (همیشه فعال) نداشت که نشاندهنده اهمیت بالای شروع بازی از سنین کم است.
زمان آغاز بازیها بسیار تعیینکننده است. وقتی فرزند شما در دوره خردسالی یا نوجوانی بیش از حد درگیر بازی میشود، احتمال اعتیاد او به بازیها در بزرگسالی بهشدت بالا میرود.
خردسالی و نوجوانی؛ دورههای طلایی و حساس
این پژوهش دو دوره خردسالی (زیر ۶ سال) و سالهای دبیرستان (۱۴ تا ۱۸ سال) را حساسترین مقاطع زندگی برای شکلگیری اعتیاد به بازی معرفی میکند. اما چه عوامل مشخصی در این دورهها تأثیرگذارند؟ در ادامه به مهمترین یافتههای این تحقیق اشاره میکنیم:
- «نقش پررنگ خردسالی»: سالهای پیشدبستانی، بیشترین ارتباط را با اعتیاد به بازی در بزرگسالی دارند. البته پژوهشگران یادآور میشوند که نمیتوان از نقش محیط نامناسب خانه یا نظارت ضعیف والدین چشمپوشی کرد؛ عواملی که نیازمند تحقیقات گستردهتر هستند.
- «نوجوانی و ترمز بریده مغز»: دوران نوجوانی که مصادف با سالهای دبیرستان است، دومین دوره حساس رشدی محسوب میشود. در این سن، نوجوانان استقلال بیشتری میخواهند، در حالی که بخش «ترمز مغز» (بخشی که رفتارهای اعتیادآور را کنترل میکند) هنوز بهخوبی رشد نکرده است. در نتیجه ممکن است بازیِ مداوم یک «سیستم پاداشدهی ناسالم» در مغز شکل بگیرد که تا بزرگسالی همراه فرد بماند.
- «بازیهای آنلاین در برابر آفلاین»: هر دو نوع بازی میتوانند مخرب باشند و نیازمند مراقبت هستند، اما بازیهای آنلاین نقش پررنگتری در ایجاد رفتارهای وسواسگونه نسبت به بازیهای آفلاین دارند.
مهم است که با چه کسی بازی میکنیم
بازی کردن بهتنهایی کمتر از بازی گروهی دردسرساز است. از طرف دیگر بازی با غریبههای اینترنتی، خطرناکتر از بازی با دوستانِ شناختهشده دنیای واقعی است. به نظر میرسد کسانی که از کمبود محبت و حمایت اجتماعی در دنیای واقعی رنج میبرند، تلاش میکنند این خلأ را با یافتن دوستان مجازی پر کنند.
محققان خاطرنشان میکنند که این ارزیابیهای آماری فقط بخش کوچکی از واقعیت این اختلال را در میان بزرگسالان توضیح میدهد. عوامل پنهانِ فردی و محیطی بسیارِ دیگری در بروز این رفتارهای آسیبزا نقش دارند.
کلام آخر
در نهایت، دستاوردهای این مطالعه، هشداری به والدین است تا در مورد زمان و نحوه ورود بازیهای ویدیویی به زندگی فرزندانشان، بهویژه در سنین خردسالی، تصمیمات آگاهانه بگیرند. توصیههای عمومی این است که با علایق فرزندان ارتباط بگیرید، به ردهبندی سنی محتوایی که مصرف میکنند توجه نشان دهید و با مدیریت مدتزمان نشستن آنها پای نمایشگر، به سلامت روانشان اهمیت نشان دهید.
اگر شما هم متوجه وابستگی بیش از حد فرزندتان به این بازیها شدهاید، تجربیات و پرسشهای خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
