در نگاه اول، هر عکسی که با موبایل یا دوربین میگیریم، فقط یک تصویر ساده است. اما برای کسی که با علم و فرایند OSINT (جمعآوری اطلاعات از منابع عمومی) آشناست، هر عکسی میتواند مثل یک پازل پر از سرنخ باشد. به این کار «تحلیل تصویر» گفته میشود، یعنی پیدا کردن جزئیات کوچکی که میتوانند اطلاعات واقعی درباره مکان، زمان یا افراد داخل عکس بدهند.
چطور اطلاعات خصوصی و لوکیشن رو از داخل تصاویر پاک کنیم؟ (متادیتا و داده EXIF)
از یک عکس معمولی چه اطلاعاتی استخراج میشود؟
همانطور که قبلاً هم در نوشدارو گفتهایم، گاهی اولین و ارزشمندترین اطلاعات، از خود فایل تصویر استخراج میشود. اکثر عکسهایی که با گوشی و دوربین عکاسی میگیریم، اطلاعاتی به نام «فراداده» یا «متادیتا» در خود دارند.
متادیتا میتواند حاوی جزییاتی مثل زمان دقیق ثبت عکس، مدل گوشی و حتی مختصات جغرافیایی عکس باشد. البته این اطلاعات همیشه هم داخل فایل عکس باقی نمیمانند و خیلی از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی، متادیتا را اتوماتیک پاک میکنند. اما اگر فایل اصلی در دسترس باشد، این اطلاعات هم در دسترس خواهند بود.
بعد از این نوبت به محتوای داخل تصاویر میرسد. تحلیلگر میتواند برای شروع، هرچیزی که داخل تصویر یا ویدیو میبیند را به عنوان سرنخ دنبال کند. چیزهایی مثل:
- تابلوهای خیابانها
- تابلوی مغازهها و نوشتهها
- معماری ساختمانها
- مدل خودروها
- نحوه پوشش افراد
همین جزئیات ساده میتوانند محدوده جغرافیایی را کوچکتر کنند، اما همیشه به یک پاسخ قطعی منتهی نمیشوند. مثلاً اگر در تصویر نوشتههای فارسی دیده شود، میتوان حدس زد عکس احتمالاً در محیطی فارسیزبان ثبت شده، اما برای نتیجهگیری دقیقتر باید سراغ سرنخهای بعدی رفت.
سرنخ مهم دیگر پوشش گیاهی و طبیعت است. نوع درختها، شکل کوهها، یا حتی رنگ خاک میتواند درباره منطقه جغرافیایی اطلاعات ارزشمندی بدهد. بعضی تحلیلگران OSINT فقط با دیدن نوع درخت یا فرم کوهها میتوانند حدس بزنند عکس در چه منطقهای از جهان یا حتی یک کشور گرفته شده است. از سادهترین و در دسترسترین ابزارهای آنها هم میشود به Google Maps و Google Earth اشاره کرد.
وقتی چند سرنخ از تصویر پیدا شود، تحلیلگر شروع میکند به مقایسه آن با تصاویر خیابانی یا ماهوارهای. گاهی یک ساختمان خاص، تقاطع دو خیابان یا شکل یک میدان میتواند دقیقاً نقطه مورد نظر را مشخص کند.

نکته جالب دیگر سایهها هستند. جهت و طول سایهها هم میتواند سرنخ بدهد. اگر تاریخ یا زمان تقریبی عکس مشخص باشد، این اطلاعات میتوانند کمک کنند حدس بزنیم خورشید در کدام سمت آسمان بوده است. اما این روش معمولاً بهتنهایی کافی نیست و باید در کنار سرنخهای دیگر بررسی شود.
بعضی اوقات حتی انعکاسها هم اطلاعات مهمی در خود دارند. در شیشهها، عینکها، آینهها یا سطوح براق ممکن است چیزهایی دیده شود که در تصویر اصلی مشخص نیست. مثلاً ممکن است چهره برخی از افراد حاضر در محل از انعکاس عینک یا هر سطح براقی مشخص باشد.
یک تکنیک مهم دیگر (که البته همیشه نتیجه نمیدهد) جستجوی معکوس تصویر است. با ابزارهایی مثل Google Lens یا TinEye میشود یک عکس را جستجو کرد و دید آیا قبلاً در جای دیگری منتشر شده یا نه. این کار گاهی کمک میکند نسخه اصلی عکس یا حتی نسخههای ویرایششده و برشخوردهی همان تصویر پیدا شود.
یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد: همیشه باید این احتمال را در نظر گرفت که عکس ویرایش شده، برش خورده یا حتی با ابزارهای هوش مصنوعی ساخته شده باشد. به همین دلیل، تحلیلگرها فقط به محتوای تصویر نگاه نمیکنند؛ آنها منشأ عکس و سابقه انتشار را هم بررسی میکنند. خیلی از اوقات سرنخها آنقدر زیادند که نهتنها محل و شرایط ثبت عکس، بلکه هویت عکاس هم مشخص میشود.
