این روزها دولتها بهجای اینکه فقط برای هوش مصنوعی قانون و محدودیت بنویسند، در حال خریدن آن برای مردمشان هستند. کره جنوبی در طرحی بلندپروازانه به نام «هوش مصنوعی برای همه» (AI for All)، میخواهد به تمام شهروندانش دسترسی رایگان و نامحدود به هوش مصنوعی پیشرفته بدهد و با این فناوری نه مانند یک اشتراک نرمافزاری گران، بلکه مانند یک زیرساخت ملی پایه رفتار کند.
دولت کره اشتراک سرویسهای خارجی را برای مردم نمیخرد؛ بلکه از شرکتهای داخلی حمایت میکند تا دستیارهایی بسازند که در آینده بتوانند مردم را برای دریافت خدمات دولتی، تکمیل درخواستها، پرداخت مالیات یا گرفتن نوبت راهنمایی کنند.
اهمیت این برنامه فقط در حذف هزینه اشتراک نیست؛ کره همزمان سه مسئله را هدف گرفته است: شکاف دسترسی میان شهروندان، وابستگی به شرکتها و مدلهای خارجی، و پیچیدگی خدمات اداری. به بیان دیگر، دولت میخواهد هوش مصنوعی را هم به ابزار روزمره مردم تبدیل کند و هم به درگاهی سادهتر برای ارتباط آنان با دستگاههای عمومی.
بریتانیا، سنگاپور و فرانسه هم هرکدام با دامنه و سرعت متفاوتی، هوش مصنوعی را وارد خدمات عمومی کردهاند یا برای آن برنامه دارند. پشت این حرکت یک نگرانی مشترک قرار دارد: اگر دسترسی به هوش مصنوعی فقط در اختیار شرکتهای خارجی و اشتراکهای پولی باقی بماند، توانایی مالی و محل زندگی افراد میتواند تعیین کند چه کسی از مزایای این فناوری بهرهمند شود و چه کسی عقب بماند.
چرا دسترسی عمومی به هوش مصنوعی اهمیت دارد؟
هوش مصنوعی دیگر فقط ابزاری برای سرگرمی یا تولید چند خط متن نیست؛ بهتدریج به واسطهای برای دسترسی به دانش، آموزش، فرصتهای شغلی و خدمات عمومی تبدیل میشود. دانشآموزی که از یک آموزگار شخصی هوشمند کمک میگیرد، جویای کاری که با آن رزومه و مهارتهایش را بهبود میدهد یا کسبوکار کوچکی که بدون استخدام نیروی متخصص، تحلیل و تولید محتوا انجام میدهد، همگی از مزیتی برخوردار میشوند که میتواند مستقیماً بر درآمد و آینده آنها اثر بگذارد.
اگر این توانایی فقط پشت اشتراکهای گران باقی بماند، نابرابری موجود تشدید میشود: افراد برخوردار نهتنها به ابزار بهتر دسترسی دارند، بلکه سریعتر یاد میگیرند، زمان بیشتری ذخیره میکنند و فرصتهای بیشتری به دست میآورند. در مقابل، کسانی که پول، اینترنت مناسب، زبان انگلیسی یا دانش فنی کافی ندارند، ممکن است در بازار کار و آموزش یک گام دیگر عقب بیفتند. شکاف هوش مصنوعی برخلاف بعضی نابرابریهای دیجیتال، خاصیتی انباشتی دارد؛ هرچه فرد زودتر و بیشتر از این ابزار استفاده کند، احتمالاً مهارت و بهرهوری بیشتری هم به دست میآورد.
به همین دلیل، دسترسی پایه به هوش مصنوعی را میتوان در کنار اینترنت پرسرعت، کتابخانه عمومی و آموزش دیجیتال نشاند؛ زیرساختی برای مشارکت برابرتر در جامعه آینده. البته فراهمکردن یک چتبات رایگان بهتنهایی کافی نیست؛ دسترسی واقعی زمانی شکل میگیرد که سرویس باکیفیت باشد، به زبان مردم حرف بزند، برای گروههای مختلف قابل استفاده باشد و با آموزش، حفاظت از دادهها و امکان مراجعه به انسان در تصمیمهای حساس همراه شود.
سهم کاربر ایرانی: تحریم، فیلترینگ و هزینه از جیب
این تصویر اما فرسنگها با تجربه روزمره کاربر ایرانی فاصله دارد. در اینجا، کاربر ایرانی برای دسترسی به همان نسخههای رایگان جهانی باید از سد تحریمهای خارجی و فیلترینگ داخلی عبور کند و هزینه اینترنت، فیلترشکن و شماره مجازی، کارمزد فروشگاههای واسطه را از جیب خودش بدهد تا از دنیا عقب نماند.
سالهاست که در ایران از تدوین سندهای ملی و ساخت مدلهای بومی هوش مصنوعی صحبت میشود، اما این حرفها هنوز خروجی ملموسی برای زندگی مردم نداشته است. تفاوت اصلی در نگاه به فناوری است؛ آنجا دغدغه این است که «چگونه دسترسی همه را تضمین کنیم»، اما اینجا همچنان تمرکز بر کنترل و محدودسازی است.
البته طرح کره فعلاً در مرحلهی آزمایش است و انتظار میرود اجرای کامل آن از پایان سال ۲۰۲۶ آغاز شود.
کلام آخر
درس ماجرا یکی است: دسترسی به هوش مصنوعی کمکم به چیزی شبیه آب و برق تبدیل میشود و کسی که پشت در بماند، در صف کار، درمان و آموزش هم عقب میافتد.
