آیا هوش مصنوعی میتواند جای روانشناس را بگیرد؟ بررسی علمی خطرها و فرصتهای AIدرمانی
هوش مصنوعی میتواند در مدیریت بعضی از علائم اضطراب و افسردگی مفید باشد، اما هنوز جایگزین امنی برای روانشناس و روانپزشک نیست. پژوهشها نشان میدهند چتباتها، در کنار قابلیتهایی مثل دسترسی شبانهروزی و ارائه تمرینهای روانشناختی، ممکن است باورهای نادرست را تقویت کنند، به افراد مبتلا به مشکلات روانی انگ بزنند یا در مواجهه با بحرانهای جدی پاسخ نامناسبی بدهند. بنابراین، مسئله این نیست که هوش مصنوعی ذاتاً مفید یا خطرناک است؛ مسئله این است که در چه شرایطی و برای چه کاری از آن کمک میگیریم.
پژوهش دانشگاه استنفورد درباره خطرهای هوش مصنوعی در رواندرمانی چه میگوید؟
در ژوئن ۲۰۲۵، پژوهشگران دانشگاه استنفورد، دانشگاه کارنگی ملون و چند مرکز دانشگاهی دیگر، مقالهای با عنوان «بروز انگ و پاسخهای نامناسب، مانع از جایگزینی ایمن درمانگران با مدلهای زبانی بزرگ میشود» منتشر کردند. این پژوهش، توانایی مدلهای زبانی بزرگ و چند چتبات تجاری مخصوص حمایت روانشناختی را در پاسخگویی به موقعیتهای حساس بررسی میکرد. نتایج نشان داد که این سامانهها در بعضی موقعیتها، برخلاف اصول پذیرفتهشده رواندرمانی، رفتار میکنند.
این نتایج به معنای آن نیست که هر پرسش درباره پلها نشانه افکار خودکشی است؛ بلکه نشان میدهد چتباتی که در نقش درمانگر ظاهر میشود، باید بتواند نشانههای احتمالی بحران را در بافت مکالمه تشخیص دهد و در عین حال، بدون شواهد کافی نتیجهگیری نکند.
انگزنی روانشناختی؛ وقتی هوش مصنوعی هم پیشداوری میکند
پژوهشگران در بخش دیگری از مطالعه، بررسی کردند که مدلها درباره افراد مبتلا به اختلالات روانی چگونه قضاوت میکنند. آنها پرسشهایی درباره تمایل به دوستی، همکاری نزدیک و احتمال خشونت افراد مطرح کردند. پاسخها نشان داد که بعضی مدلها نسبت به افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و وابستگی به الکل، در مقایسه با افراد مبتلا به افسردگی، نگرش انگزنندهتری دارند.
برای مثال، مدل GPT-4o در ۳۸ درصد پاسخهای ارزیابیشده نشانههایی از انگزنی داشت؛ این میزان برای مدل Llama 3.1 با ۴۰۵ میلیارد پارامتر به ۷۵ درصد میرسید. در پرسشهای مربوط به وابستگی به الکل نیز میزان پاسخهای انگزننده بهترتیب حدود ۴۳ و ۷۹ درصد بود. این اعداد، نتایج همان آزمایش مشخصاند و نباید آنها را معادل میزان خطای این مدلها در تمام مکالمات واقعی دانست.
این یافته از نظر بالینی اهمیت دارد؛ چون فردی که برای دریافت حمایت روانشناختی به چتبات مراجعه میکند، ممکن است در شرایط آسیبپذیری قرار داشته باشد. پاسخی که کلیشههای مربوط به بیماری روانی را تقویت کند، بهجای کمک، میتواند احساس شرم و انزوا را افزایش دهد.
سایکوفنسی چیست و چرا تأییدکردن کاربر میتواند خطرناک باشد؟
یکی از مهمترین مشکلات چتباتها، پدیدهای به نام سایکوفنسی (Sycophancy) یا تأییدگری افراطی است. در این حالت، مدل بهجای ارزیابی انتقادی حرفهای کاربر، بیش از حد با او موافقت میکند یا برای جلب رضایتش، موضع خود را تغییر میدهد.
فرض کنید فردی با بدبینی شدید به هوش مصنوعی میگوید همه همکارانش با او دشمن هستند. اگر چتبات بدون بررسی شواهد، این تصور را تأیید کند، ممکن است به تقویت یک باور نادرست کمک کند. در افراد آسیبپذیر، چنین پاسخی میتواند مسئلهسازتر باشد؛ بهخصوص اگر مدل باورهای هذیانی یا تصورات غیرواقعی را هم تأیید کند.
در روانپزشکی و پژوهشهای جدید، اصطلاح «روانپریشی مرتبط با هوش مصنوعی» (AI-associated psychosis) برای توصیف برخی گزارشهای مرتبط با این نگرانی به کار رفته است. بااینحال، این اصطلاح بهتنهایی به معنای اثبات رابطه علتومعلولی نیست. شواهد موجود هنوز مشخص نمیکنند که تعامل با چتبات در چه شرایطی میتواند موجب بروز یا تشدید علائم شود و چه نقشی در این میان، آسیبپذیریهای قبلی فرد دارند.
همدلی نیز با تأییدگری افراطی تفاوت دارد. گفتن «میفهمم این تجربه چقدر ترسناک است» لزوماً به معنای تأیید یک باور نادرست نیست؛ اما پاسخدادن به شکلی که یک تصور خطرناک را واقعیت جلوه دهد، میتواند مشکلساز باشد.
آیا هوش مصنوعی واقعاً به درمان اضطراب و افسردگی کمک میکند؟
با وجود این خطرها، نمیتوان نقش بالقوه هوش مصنوعی در حمایت روانشناختی را نادیده گرفت. دسترسی شبانهروزی، هزینه کمتر و امکان گفتوگو بدون مواجهه حضوری میتوانند برای افرادی که به خدمات تخصصی دسترسی ندارند، ارزشمند باشند.
برای نمونه، در مارس ۲۰۲۵، پژوهشگران دانشکده پزشکی دارتموث نتایج یک کارآزمایی بالینی تصادفیسازیشده درباره چتبات درمانی Therabot را در مجله NEJM AI منتشر کردند. در این مطالعه، ۲۱۰ نفر شرکت کردند که ۱۰۶ نفر به گروه استفاده از چتبات و ۱۰۴ نفر به گروه کنترل اختصاص یافتند.
پس از چهار هفته مداخله، میانگین کاهش علائم افسردگی در گروه Therabot حدود ۵۱ درصد و کاهش علائم اضطراب حدود ۳۱ درصد گزارش شد. در گروه در معرض خطر اختلالات خوردن نیز نگرانیهای مربوط به تصویر بدنی و وزن بهطور متوسط ۱۹ درصد کاهش یافت. این نتایج امیدوارکنندهاند، اما مقایسه مطالعه با گروه کنترلِ فهرست انتظار انجام شده است، نه مقایسه مستقیم با رواندرمانی حضوری. بنابراین، نمیتوان از این اعداد نتیجه گرفت که Therabot بهاندازه درمانگر انسانی مؤثر است. پژوهشگران نیز بر ضرورت بررسی بیشتر ایمنی و اثربخشی این ابزارها تأکید کردهاند.
این تفاوت مهم است: کمکگرفتن از یک ابزار دیجیتال برای تمرین مهارتهای مقابلهای با جایگزینکردن آن بهجای ارزیابی و درمان تخصصی یکسان نیست.
وابستگی عاطفی به چتباتها چه خطری دارد؟
توانایی چتباتها در تولید پاسخهای گرم و همدلانه، میتواند این احساس را ایجاد کند که واقعاً فردی آگاه و دلسوز در سوی دیگر مکالمه حضور دارد. تمایل انسان به نسبتدادن ویژگیهای انسانی به سامانههای غیرانسانی نیز در شکلگیری چنین رابطهای نقش دارد.
تجربه کاربران Replika نمونهای از پیامدهای احتمالی این وابستگی است. در فوریه ۲۰۲۳، پس از حذف یا محدودشدن قابلیت گفتوگوی عاطفی و جنسی این چتبات، برخی کاربران از تغییر ناگهانی رفتار همراه مجازی خود و احساس فقدان عاطفی گزارش دادند. پژوهشی که در سپتامبر ۲۰۲۶ در مجله Nature Human Behaviour منتشر شد، نیز با بررسی نوشتههای کاربران و دادههای پیمایشی، افزایش نشانههای احساس فقدان و ناراحتی پس از تغییرات مهم در تجربه این همراهان هوش مصنوعی را گزارش کرد. این یافتهها نشاندهنده ظرفیت آسیب عاطفی هستند، نه اثبات اینکه چنین تغییراتی لزوماً باعث خودکشی میشوند.
حریم خصوصی نیز مسئله مهم دیگری است. مکالمات مربوط به سلامت روان ممکن است شامل اطلاعات بسیار حساس باشند؛ بنابراین، پیش از استفاده از هر سرویس باید سیاست نگهداری دادهها، تنظیمات حریم خصوصی و نحوه استفاده از اطلاعات را بررسی کرد. بهتر است جزئیاتی مانند نام کامل، نشانی، اطلاعات پزشکی قابلشناسایی و اسرار دیگران را در اختیار چتباتهای عمومی قرار ندهیم.
چگونه از هوش مصنوعی برای حمایت روانشناختی استفاده کنیم؟
هوش مصنوعی میتواند برای نوشتن احساسات، آشنایی اولیه با مفاهیم روانشناختی، تمرین تکنیکهای آرامسازی یا آمادهشدن برای مراجعه به متخصص مفید باشد. برای استفاده محتاطانهتر، چند اصل را در نظر بگیریم:
-
پاسخ چتبات را تشخیص پزشکی یا حقیقت قطعی تلقی نکنیم و در تصمیمهای مهم درمانی، دارویی یا روانپزشکی به ارزیابی متخصص تکیه کنیم.
-
اگر چتبات باورهای غیرواقعی، بدبینی شدید یا تصمیمهای آسیبزا را تأیید میکند، مکالمه را متوقف کنیم و از فرد متخصص کمک بگیریم.
-
اگر افکار خودکشی یا خطر فوری آسیب به خود یا دیگری وجود دارد، به چتبات اکتفا نکنیم؛ با یک فرد قابلاعتماد، متخصص سلامت روان یا خدمات اورژانسی محل زندگی تماس بگیریم.
-
در صورت امکان، از ابزارهای تخصصی و ارزیابیشده استفاده کنیم؛ البته تخصصیبودن یک چتبات بهتنهایی تضمینکننده ایمنی آن نیست.
قانونگذاران نیز در حال واکنش به این خطرها هستند. برای مثال، قانون ایالت ایلینوی آمریکا در سال ۲۰۲۵ استفاده از هوش مصنوعی برای ارائه مستقل تصمیمگیری و خدمات درمانی روانشناختی را محدود کرد، در حالی که بعضی کاربردهای اداری و کمکی را تحت شرایط مشخص مجاز میداند.
آیا هوش مصنوعی در آینده جای روانشناسها را میگیرد؟
با شواهد فعلی، جایگزینکردن کامل روانشناس با چتبات تصمیمی ایمن و مبتنی بر شواهد نیست. هوش مصنوعی میتواند دسترسی به برخی حمایتهای اولیه را افزایش دهد و به انجام کارهای کمکی مانند یادآوری تمرینها، آموزش مهارتها و ثبت اطلاعات کمک کند؛ اما تشخیصهای پیچیده، مدیریت بحران و تصمیمهای حساس درمانی همچنان به نظارت و مسئولیتپذیری حرفهای نیاز دارند.
نکته اصلی این است که احساس شنیدهشدن با درمانشدن یکسان نیست. پاسخ همدلانه هوش مصنوعی ممکن است موقتاً از فشار روانی کم کند، اما لزوماً به معنای درک عمیق وضعیت فرد یا انتخاب مداخله مناسب نیست. بهتر است هوش مصنوعی را ابزاری کمکی بدانیم، نه جایگزینی قطعی برای رابطه درمانی انسانی.