دو تا از ثروتمندترین شرکتهای دنیا این روزها در دادگاه با هم دعوا دارند و پروندهشان، برخلاف انتظار، شبیه اسناد فوقمحرمانه جاسوسی نیست؛ بیشتر شبیه چتهای گروه خانوادگی است که سر از دادگاه درآورده. ماجرا برای ما کاربران عادی یک خبر خوب دارد: اشتباههایی که ما در دنیای دیجیتال میکنیم، مهندسان ارشد اپل و وکلای گرانقیمتش هم میکنند. پس بد نیست از دعوای آنها چیزی یاد بگیریم.
ماجرا چیست؟
اپل تیرماه امسال (۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶) از اوپنایآی (OpenAI) و دو کارمند سابق خودش شکایت کرد. ادعای اپل این است که این دو نفر (یک مهندس ارشد سختافزار و یکی از معاونان سابق طراحی آیفون) هنگام رفتن به اوپنایآی، اسرار تجاری اپل را هم با خودشان بردهاند؛ از طراحی محصول گرفته تا اطلاعات تأمینکنندگان. اپل حتی گفته بیش از ۴۰۰ کارمند سابقش الان در اوپنایآی کار میکنند و از دادگاه خواسته جلوی استفاده از این اطلاعات را فوراً بگیرد.
اوپنایآی هم دیروز جوابی منتشر کرد با عنوانی که مؤدبانهترین ترجمهاش میشود «اپل اشتباه میکند» و (به سبک دعواهای اینترنتی) اسکرینشات رو کرد: متن کامل پیامها و ایمیلها را برای عموم منتشر کرد تا نشان دهد ماجرا آنطور که اپل میگوید نیست. پرونده هنوز در جریان است و هیچکدام از ادعاهای دو طرف در دادگاه ثابت نشده؛ اما همین اسناد منتشرشده، خودش یک کلاس درس سواد دیجیتال است.
بخش طنز ماجرا (که واقعاً اتفاق افتاده)
وکیل اپل (از یک دفتر حقوقی معتبر بینالمللی) نامه رسمی شکایت را برای شخص اشتباهی ایمیل کرده؛ چون دو نام خانوادگی آسیایی را با هم اشتباه گرفته بود. بعد هم در ایمیل ادعا کرد با مدیر حقوقی اوپنایآی تلفنی صحبت کرده، در حالی که چنین تماسی هرگز اتفاق نیفتاده بود. مدیر حقوقی اوپنایآی هم به همکارانش نوشت: «این آقا دارد دروغ میگوید، ما اصلاً با هم حرف نزدهایم.»
از آن طرف، پیامهای منتشرشده نشان میدهد کارمند سابق اپل بعد از آخرین روز کاریاش، حساب آیکلود و آیمسیجش هفتهها روی لپتاپ شرکت قبلی باز مانده بود. خودش در پیامی به همکار سابقش نوشت: «آیکلودم را میتوانی باز نگه داری، ولی از آیمسیجم خارج شو؛ ممکن است پیامهای شرکت جدیدم آنجا بیاید!» همین پیامها حالا سند رسمی دادگاه شدهاند.
چهار درس سواد دیجیتالی این دعوا
۱. هر چتی میتواند روزی سند شود: پیامهایی که با شکلک و شوخی بین دو همکار ردوبدل شده بود، حالا با تاریخ و ساعت دقیق روی سایت اوپنایآی است و میلیونها نفر آن را خواندهاند. قاعده ساده است: در پیامرسان چیزی ننویسید که از دیدهشدنش در جمع خجالت بکشید.
۲. هنگام تحویل دستگاه، از همه حسابها خارج شوید: آیکلودِ باز روی لپتاپ دیگران یعنی عکسها، فایلها و پیامهای شما در دست کسی دیگر. موقع فروش گوشی، عوضکردن لپتاپ یا ترک محل کار، خروج از حسابها را جدی بگیرید. حتی مهندس ارشد اپل هم این را فراموش کرد!
۳. دسترسیهای فراموششده خطرناکاند: بخشی از دفاع اوپنایآی این است که خود اپل دسترسی کارمندان سابقش را بهموقع قطع نمیکند. این مشکل مخصوص غولها نیست؛ اگر کسبوکار کوچکی دارید، رمزهای مشترک و دسترسی همکاران قبلی به ایمیل، اینستاگرام یا حساب بانکی کاری را حتماً بازبینی کنید.
۴. قبل از زدن دکمه ارسال، گیرنده را نگاه کنید: وقتی وکیلی با آن دستمزد، نامه محرمانه را برای طرف اشتباهی میفرستد، ما هم حق داریم گاهی ایمیل را به «علی» اشتباهی بفرستیم، اما بهتر است حواسمان را بیشتر جمع کنیم. تکمیل خودکار آدرسها (autocomplete) دوست خوبی است، ولی گاهی آن دوستِ خالهزنکی است که حرف را جای اشتباه میبرد!
حرف آخر
نتیجه این دعوا هرچه باشد، یک چیز از حالا روشن است: امنیت دیجیتال بیش از آنکه به فناوری پیچیده ربط داشته باشد، به عادتهای ساده روزمره برمیگردد.
خارجشدن از حسابها، دقت در انتخاب گیرنده و حواسجمعی درباره آنچه مینویسیم. کارهایی که نه پول میخواهد نه مدرک مهندسی. اگر اپل و اوپنایآی با آنهمه امکانات از پسش برنیامدند، لااقل ما تلاشمان را بکنیم.

نظر بدهید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.