حتماً برای شما هم پیش آمده که لیست بلندبالایی از کارهای نیمهکاره داشته باشید؛ پروژههایی که روی هم تلنبار شدهاند، کلافهتان کردهاند و حتی باعث شدهاند به اهمالکاری و فرار پناه ببرید. اما شاید تجربه کرده باشید که همین کلافگی و عذاب وجدانِ ناشی از کارهای ناتمام، ناگهان تلنگری به شما میزند تا یک روز صبح آستینها را بالا بزنید و کلک همهشان را بکنید!
این تجربهی متناقض، ریشه در دو پدیدهی جالب روانشناختی دارد: «اثر زایگارنیک» (Zeigarnik Effect) و «اثر اووسیانکینا» (Ovsiankina Effect).
چرا ذهن ما کارهای نیمهتمام را رها نمیکند؟
مکاشفه در یک رستوران شلوغ در برلین و طی دههی ۱۹۲۰ میلادی اتفاق افتاد. روانشناسی به نام «بلوما زایگارنیک» و استادش متوجه اتفاقی جالب شدند: پیشخدمت رستوران، بدون اینکه چیزی بنویسد، سفارشهای تمام مشتریان را مو به مو به خاطر داشت!
اما نکتهی عجیبتر اینجا بود: به محض اینکه مشتریان صورتحساب را پرداخت میکردند و از در خارج میشدند، گارسون به یاد نمیآورد آنها چه شکلی بودند یا حتی چه چیزی خوردند!
زایگارنیک این پدیده را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که ذهن انسان عملکردی شبیه به آنچیزی دارد که ما انسانهای مدرن در مرورگرهای اینترنتی میبینیم؛ کارهای ناتمام مثل «تبهای باز» در ذهن باقی میمانند و یادآوری آنها بسیار راحتتر از کارهای تمامشده است. این پدیده به «اثر زایگارنیک» معروف شد. ذهن ما از کارهای نیمهکاره نوعی «تنش روانی» میسازد و تا زمانی که آن کار را تیک نزنیم، این تنش دست از سرمان برنمیدارد.
مدتی بعد همکار او، «ماریا اووسیانکینا»، روی بُعد دیگری از ماجرا دست گذاشت. او متوجه شد کارهایی که نصفهنیمه رها شدهاند، میل و اشتیاق بسیار شدیدی در ما ایجاد میکنند که برگردیم و تمامشان کنیم. «اثر اووسیانکینا» همان حسی است که نمیگذارد پروژهای را که استارت زدهاید، نیمهکاره رها کنید؛ چون رها کردنش از نظر روانی درگیرتان میکند.
به زبان ساده، فقط کافی است کارها را شروع کنید. همین استارتِ اولیه، ذهن را متعهد میکند و تا کار تمام نشود، راحتتان نمیگذارد!
اگر کارهای ناتمام را مدیریت نکنید، آنها مدیریت تان میکنند!
کارهای ناتمام شمشیر دولبهاند. اگر بلد باشیم با آنها همزیستی کنیم، بهرهوریمان را بالا میبرند. اما اگر مدتی طولانی در ذهنمان تلنبار شوند، اضطراب و نشخوار فکری را به همراه میآورند.
نمونه بارز این ماجرا همان حس کلافگی و استرس «عصر جمعه» است. روانشناسان متوجه شدهاند رها کردن کارهای ناتمام در آخر هفته، باعث میشود افراد مدام به هفته کاریِ پیش رو فکر کنند و نتوانند از استراحت خود لذت ببرند.
راهکارش ساده است؛ تحقیقات نشان میدهد مغز ما به محض داشتن یک برنامهی مشخص، آرام میگیرد. اگر پنجشنبه یا جمعه زمان کوتاهی را صرف برنامهریزی برای شنبه کنید، ذهن شما پرونده را به طور موقت میبندد (تنش زایگارنیک خاموش میشود) و میتوانید از ادامهی تعطیلات خود واقعاً لذت ببرید.
اگر کارها برای مدتی طولانی ناتمام بمانند، ممکن است گرفتار چرخهی کمالگرایی شویم؛ مدام خودِ واقعیمان را با آن خودِ ایدهآلی که «باید» همهی کارها را تمام میکرد مقایسه میکنیم و اینگونه عزتنفسمان آسیب میبیند.
در آخر: چگونه پروندهی کارهای ناتمام را ببندیم؟
علیرغم تمام چالشها، میتوان از این دو اثر روانشناختی به عنوان موتور محرک استفاده کرد. این ۴ قدم ساده به شما کمک میکنند کنترلِ ذهنِ درگیرتان را پس بگیرید:
- فقط پنج دقیقه وقت بگذارید: خیلی وقتها به این بهانه که «الان وقت ندارم همهاش را انجام دهم»، کارها را عقب میاندازیم. چاره این است: کار را استارت بزنید، حتی اگر تنها ۵ دقیقه وقت دارید. به محض اینکه درگیرِ کار شوید، «اثر اووسیانکینا» در ذهنتان فعال میشود و شما را وادار میکند در اولین فرصت برگردید و کار را یکسره کنید.
- بدون عذاب وجدان استراحت کنید: استراحت کردن به معنی تنبلی نیست. وقتی وسط یادگیری یا یک کار سخت به خودتان مکث کوتاهی میدهید، ذهن به لطف «اثر زایگارنیک» پروندهی کار را باز نگه میدارد و اطلاعات را در پسزمینه پردازش میکند. بعد از استراحت، با ایدههای جدیدتر، انرژی و تمرکز بیشتری به سمت میز کارتان کشیده میشوید.
- فهرست کارها را بیرحمانه هرس کنید: اگر کاری در لیست شما هست که ماههاست ناتمام مانده، شاید اصلاً اولویت شما نیست! با خودتان صادق باشید. از ابزارهایی مثل «ماتریس آیزنهاور» استفاده کنید؛ کارهای مهم و فوری را انجام دهید، کارهای غیرمهم را بسپارید به دیگران و کارهایی که نه مهماند و نه فوری را بیرحمانه از فهرست خود خط بزنید.
- با خودتان دوست باشید: زندگی در شرایط امروز به اندازهی کافی استرسزا هست؛ وقتی با انبوهی از کارهای ناتمام روبهرو شدید، خودزنی و سرزنش را کنار بگذارید. افکار مزاحم، حالت طبیعیِ مغز شما برای یادآوری کارها هستند. کمی مکث کنید و کارهایتان را روی کاغذ بیاورید (ذهننویسی کنید). نوشتن وظایف روی کاغذ، بارِ پردازش آنها را از دوش حافظه کوتاهمدت برمیدارد و به ذهنتان فرصت نفس کشیدن میدهد.

یک پاسخ
|
سپاس.مثل همیشه عالی بود