جستوجو برای یافتن میانبُرهای مالی، گاهی ما را به تاریکترین کوچههای فضای مجازی میکشاند. با اینکه در حال حاضر انتشار آگهیهای مرتبط به خرید و فروش «وام» در پلتفرمهای ثبت آگهی ممنوع شده، اما کلاهبرداران همیشه مشغول کارند و صرفاً ادبیات خود را تغییر دادهاند!
این روزها کلاهبرداران با کلیدواژههای جدیدی مثل «مشارکت در امتیاز» و «تامین سرمایه»، در کمین افرادی نشستهاند که به دلیل فشار اقتصادی و معیشتی، گارد امنیتی خود را پایین آوردهاند و به دنبال فرصتی برای دریافت وام میگردند. این ترفندها از همان خانوادهی نیرنگهای وام فوری و کمبهره هستند؛ وعدههایی که ظاهرشان کمک مالی است، ولی در عمل میتوانند به سرقت اطلاعات و دارایی ختم شوند.
اما پشت انبوهی از عبارات و قولهای جذاب، یک سناریوی بینقص برای سرقت هویت مالی و حقوقی شما طراحی شده که در سیلابی از بدهی رهایتان میکند. این سناریو معمولاً با اتکا بر مهندسی اجتماعی پیش میرود: جلب اعتماد، ساختن یک داستان قانعکننده و در نهایت وادار کردن قربانی به همکاری با دست خودش.
گام اول: صیدِ اعتماد با وعدههای رویایی
پس از یافتن آگهی دروغین و تماس با آگهیدهنده، پیشنهاد وسوسهکنندهای مطرح میشود:
«ما از اعتبار حساب شما استفاده میکنیم، اما با امتیاز و نفوذ خودمان وامِ قابل توجهی (مثلاً ۳۰۰ میلیون تومان) میگیریم. نیمی از آن برای شما و نیمی برای ما. حتی تعهد محضری میدهیم که اقساط را خودمان پرداخت کنیم!»
این دقیقاً همان قلابی است که شخص را برای ورود به مراحل خطرناک بعدی متقاعد میکند.
گام دوم: تسخیر هویت دیجیتال
در این مرحله، مجرمان از شما کارت ملی، رمز کارت بانکی و مهمتر از همه، «یک سیمکارت جدید به نام خودتان» طلب میکنند. چرا سیمکارت؟ در بانکداری نوین، سیمکارتی که به نام شماست اما در اختیار شما نیست، عملاً میتواند به ابزاری برای دردسرهای حقوقی و مالی جدی تبدیل شود؛ چون این خط، در بسیاری از فرایندها حکم امضای دیجیتال و اثر انگشت شما را دارد.
با در اختیار داشتن سیمکارت و مدارک، کلاهبردار به راحتی اینترنتبانکِ شما را راه میاندازد، تمام پیامکهای ورود و تاییدیههای بانکی را دریافت میکند و عملاً کنترل کامل حسابهای شما را در فضای آنلاین به دست میگیرد؛ بدون اینکه حتی یک پیامک به گوشی شما ارسال شود.
گام سوم: خلع سلاح حقوقی در دفترخانه
کلاهبردار برای اینکه با موانع قانونی روبهرو نشود، شخص را به دفترخانه اسناد رسمی میبرد و از او «وکالت کاری بلاعزل» میگیرد.
قربانی به تصور اینکه این وکالت صرفاً برای پیگیری کارهای اداری یک وامِ مشخص است، امضا میکند؛ غافل از اینکه با این سند، حق هرگونه دخل و تصرف، افتتاح حساب، دریافت تسهیلات و صدور ضمانتنامه را به شکل قانونی به کلاهبردار واگذار کرده است.
ضربه نهایی: سونامی بدهی
حالا شبکه کلاهبرداری به جای آن وام ۳۰۰ میلیونی که قولش را داده بود، با استفاده از وکالتنامه و کنترل اینترنتبانک، از چندین بانک مختلف و به نام قربانی، وام (گاهی تا چندین میلیارد تومان) دریافت میکند. حتی با استفاده از همان سیمکارت، اقدام به صدور «سفتههای الکترونیکی» چند صد میلیونی به نام قربانی و در وجه خودشان هم میکنند!
در نهایت به جای مبلغ توافقشده، درصد بسیار ناچیزی (مثلاً ۳۰ میلیون تومان) به حساب قربانی واریز میکنند و با اهرمِ فشارِ سفتههایی که در دست دارند، از او میخواهند برای دریافت مابقی پول، ضامنِ بانکیِ دهها قربانیِ مشابه دیگر شود.
در آخر: اعتبار شما، داراییِ غیرقابل انتقال شماست
کلاهبرداریهای «اجاره اعتبار»، از یک ناآگاهیِ خطرناک تغذیه میکنند: این تصور که میتوان عواقب حقوقیِ فرایندهای بانکی را به شخص دیگری سپرد. واگذاری سیمکارت شخصی، رمزهای بانکی و امضای چشمبستهی وکالتنامههای جامع، دقیقاً معادلِ تحویل دادن سند مالکیتِ آیندهی مالی شما به یک غریبه است. هیچگونه تعهدِ کاغذی و وعدهی شفاهی نمیتواند شما را از زیر بار مسئولیتِ تسهیلاتی که به نام و با مدارک شما دریافت شدهاند، برهاند.
در دنیای بیرحمِ کلاهبرداریهای مالی، هر پیشنهادی که بیش از حد خوب به نظر میرسد، نه یک فرصتِ طلایی، بلکه معمولاً یک تلهی مالی ویرانگر است.
