شنیدن خبر بد همیشه دردناک است. چه مرگ یک عزیز باشد، چه تصادف و چه حتی اخراج از کار. اما «نحوه بیان» این خبر میتواند شدت آشفتگی روانی، میزان احساس ناامنی و دشواری سازگاری با موقعیت جدید را کمتر یا بیشتر کند. به همین دلیل، انتقال خبر بد فقط یکجور «اطلاعرسانی» نیست؛ یک مهارت ارتباطی و روانشناختی مهم است.
چرا نباید خبر بد را ناگهانی و بیمقدمه گفت؟
وقتی انسان ناگهان با یک خبر بسیار ناخوشایند روبهرو میشود، بدن و مغز وارد وضعیت استرس حاد میشوند: ضربان قلب بالا میرود، تمرکز کم و پردازش اطلاعات سخت میشود. در چنین لحظههایی ممکن است کارکردهای اجرایی مغز (مثل تصمیمگیری یا تمرکز) موقتاً افت کنند و واکنشهای هیجانی پررنگتر شوند.
به همین دلیل، دادن یک «پیشآگاهی کوتاه» و آمادهسازی ذهنی او، به فرد کمک میکند تا ضربهی خبر را بهتر مدیریت کند. در موارد نادر، استرس شدید میتواند با عوارض جسمی جدی همراه شود (مثل درد قفسه سینه یا تنگی نفس). بنابراین نحوه انتقال خبر فقط یک مسئله احساسی نیست، بلکه میتواند مستقیماً بر سلامت فرد هم تاثیر بگذارد.
۵ گام برای انتقال خبر بد
به چه قواعدی دقت کنیم تا اخبار ناخوشایند حداقل طوری شنیده نشوند که واکنشهای ناخوشایند به همراه داشته باشند؟ ادامه مطلب را به دقت بخوانید.
گام اول: فضاسازی امن (تا حد امکان)
خبر بد را بهتر است تا حد امکان در محیطی آرام، خصوصی و بدون مزاحمت بگویید؛ نه وسط راهرو، نه در حال عجله و نه وقتی مدام گوشی را چک میکنید.
- تا جای ممکن در محیطی آرام و بدون مزاحمت باشید.
- روبهروی فرد بنشینید (نشستن معمولاً حس ثبات و برابری بیشتری میدهد).
- تماس چشمی و لحن آرام داشته باشید.
- از او بپرسید: «دوست داری کسی کنارِت باشه؟» (مثل همسر، دوست یا عضو خانواده).
گام دوم: ذهنیت فرد را پیشبینی کنید
قبل از گفتن خبر، با چند سوال بفهمید:
- چه چیزی میداند یا حدس میزند.
- الان چقدر آمادگی شنیدن جزئیات را دارد.
مثلاً:
- «خودت دربارهی این وضعیت چه فکری میکنی؟»
- «بیشتر نگران چی هستی؟»
- «میخوای الان جزئیات رو کامل بدونی یا قدمبهقدم جلو بریم؟»
این کار هم ذهن فرد را آماده میکند و هم باعث میشود خبر را متناسب با ظرفیت همان لحظهاش منتقل کنید.

گام سوم: یک جمله هشدار دهنده کوتاه بگویید
قبل از اصل خبر، یک جمله هشدار دهنده کوتاه بگویید:
- «متاسفانه خبر خوبی ندارم…»
- «نتیجه اون چیزی نیست که بهش امیدوار بودیم…»
بعد برای چند ثانیه کوتاه مکث کنید. همین مکث، فرصت مهمی برای ایجاد آمادگی ذهنی است.
گام چهارم: خبر را روشن، ساده و مرحلهای بگویید
اصل خبر را واضح، کوتاه و بدون اصطلاحات پیچیده بگویید.
مثال:
«گفتنش دردناکه، اما یک نفر رو برای همیشه از دست دادیم؛ اون رفته و بازگشتی در کار نیست.»
بعد از گفتن خبر:
- مکث کنید.
- واکنش فرد را ببینید.
- اطلاعات را تکهتکه ادامه دهید.
- هر چند جمله یک بار بپرسید: «تا اینجا واضح بود؟» یا «میخوای بازم ادامه بدم؟»
این روش از «Overload» یا بارش شدید اطلاعات جلوگیری میکند.
گام پنجم: همدلی واقعی و تشخیص گام بعدی
بعد از شوک اولیه، فرد بیشتر از «نصیحت»، به همدلی و جهتدهی نیاز دارد.
چه چیزی نگوییم؟
- «غصه نخور»
- «درست میشه» (وقتی مطمئن نیستید)
- «قسمت بود»
- «خدارو شکر بدتر نشد»
چنین عباراتی باعث میشود فرد احساس کند دردش شنیده نمیشود و «فاقد اهمیت» است.
چه بگوییم؟
- «میدونم شنیدن این خبر خیلی سنگینه.»
- «حق داری شوکه، عصبانی یا غمگین باشی.»
- «من کنارتم. قدم بعدی رو با همدیگه مشخص میکنیم.»
بعد، یک قدم بعدی کوچک و روشن پیشنهاد بدهید:
- «الان با هم به فلانی زنگ میزنیم.»
- «امشب تنها نمیمونی.»
چند خطای رایج که بهتر است تکرار نکنیم
- شروع ناگهانی و بدون مقدمه
- توضیح بیش از حد در همان دقیقه اول
- استفاده از اصطلاحات تخصصی و مبهم
- پر کردن سکوت با حرف زدن مداوم
- اطمینان دادنِ غیرواقعی
- قضاوت کردن احساسات فرد («اینقدر ناراحت نباش»)
اگر واکنش فرد خیلی شدید بود، چه کنیم؟
اگر پس از شنیدن خبر، فرد دچار درد قفسه سینه، تنگی نفس شدید، غش، آشفتگی شدید، رفتار خطرناک، یا افکار مرتبط با آسیب به خود شد، موضوع از یک گفتوگوی معمول فراتر میرود و باید کمک فوری پزشکی یا حمایت حرفهای دریافت شود.
سخن پایانی
انتقال خبر بد، فقط گفتن یک جمله نیست؛ ترکیبی از صداقت، همدلی، زمانبندی و احترام به روان انسان است. آدمها ممکن است جزئیات همهی حرفها را به یاد نیاورند، اما معمولاً یادشان میماند که در آن لحظه سخت، چه کسی واقعاً آنها را دید، فهمید و تنها نگذاشت.

نظر بدهید
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.