سواد دیجیتال

استفاده‌ی زیاد از هوش مصنوعی چه اثری بر حافظه و خلاقیت ما می‌گذارد؟

بهای ذهنی سرعت و راحتی
یونس مرادی
زمان مطالعه ۶ دقیقه
بازبینی: دانیال طبایی
صحت سنجی شده

برای همه ما پیش آمده که برای نوشتن متن، خلاصه‌سازی مقاله یا حتی پیدا کردن پاسخ یک پرسش ساده، سراغ چت‌بات هوش مصنوعی برویم و در چند ثانیه جواب بگیریم. این سرعت و راحتی وسوسه‌کننده است؛ غافل از اینکه داریم برای آن بهای سنگینی می‌پردازیم. وقتی مدام کارهایی مثل نوشتن، خلاصه‌کردن، تحلیل و ایده‌پردازی را به چت‌بات‌ها می‌سپاریم، ممکن است کم‌کم کمتر درگیر فرایند فکر کردن شویم؛ همان چیزی که برای حافظه، خلاقیت و یادگیری به آن نیاز داریم.

وقتی فکر کردن را به هوش مصنوعی می‌سپاریم

زمانی که موتورهای جستجو رایج شدند، پدیده‌ای به نام «اثر گوگل» (Google Effect)1 شکل گرفت؛ یعنی ما کمتر اطلاعاتی مثل تاریخ‌ها، نام‌ها یا جزئیات را به خاطر می‌سپردیم، چون می‌دانستیم همیشه می‌توانیم آن‌ها را جست‌وجو کنیم. اینترنت تا حدی به حافظه بیرونی ما تبدیل شد؛ اما با چت‌بات‌های هوش مصنوعی، ماجرا از جستجوی اطلاعات فراتر رفته است.

حالا فقط نمی‌پرسیم «پایتخت فلان کشور کجاست؟»، بلکه از ابزار می‌خواهیم برایمان تحلیل کند، خلاصه بنویسد، ایده بدهد و حتی تصمیم‌هایمان را سبک‌سنگین کند. این همان چیزی است که به آن «برون‌سپاری شناختی» (Cognitive Offloading)2 می‌گویند؛ یعنی بخشی از کار ذهن را به ابزار بیرونی می‌سپاریم.

نگرانی پژوهشگران از همین‌جا شروع می‌شود. در یک مطالعه کوچک که هنوز داوری علمی نهایی نشده، گروهی از دانشجویان هنگام نوشتن مقاله به سه دسته تقسیم شدند: گروهی بدون ابزار، گروهی با جستجوگر گوگل و گروهی مجهز به چت‌بات. نتیجه نشان داد کسانی که با چت‌بات می‌نوشتند، درگیری مغزی کمتری داشتند و بعداً هم بخش‌های کمتری از متن خودشان را به یاد می‌آوردند. این نتیجه قطعی و نهایی نیست، اما یک هشدار مهم می‌دهد: وقتی متن یا ایده با تلاش خودمان ساخته نمی‌شود، مغز هم کمتر درگیر ذخیره و پردازش آن می‌شود.

نکته

این مسئله فقط مربوط به حافظه نیست. چت‌بات‌ها معمولاً خروجی‌هایی تمیز، مرتب و قابل قبول تولید می‌کنند؛ اما اگر همه با چند دستور مشابه از یک ابزار کمک بگیرند، متن‌ها، ایده‌ها و حتی شیوه فکر کردن کم‌کم شبیه هم می‌شود. تفاوت اصلی را کسی می‌سازد که قبل از گرفتن پاسخ آماده، خودش فکر می‌کند، ترکیب می‌کند و می‌پرسد: «آیا راه دیگری هم هست؟»

تسلیم شناختی؛ وقتی به عقل خودمان شک می‌کنیم

شاید فکر کنید این تنبلی ذهنی فقط به نوشتن مقاله یا ایمیل محدود می‌شود، اما ماجرا پیچیده‌تر است. پژوهشگران دانشگاه «پنسیلوانیا» می‌گویند بسیاری از کاربران در مواجهه با ابزارهای تولید محتوا دچار پدیده‌ای به نام «تسلیم شناختی» (Cognitive Surrender)3 می‌شوند. یعنی وقتی هوش مصنوعی جوابی را با اعتمادبه‌نفس کامل جلوی دست‌تان می‌گذارد، بدون هیچ بررسی و موشکافی خاصی آن را می‌پذیرید و حتی اگر حس درونی‌تان بگوید این جواب ایراد دارد، ترجیح می‌دهید به ماشین اعتماد کنید تا به خودتان.

این موضوع در مشاغل حساس می‌تواند تبعات جدی‌تری داشته باشد. برای مثال، در یک مطالعه درباره غربالگری سرطان روده، پزشکانی که چند ماه از ابزار هوش مصنوعی کمک گرفته بودند، پس از کنار گذاشتن ابزار در تشخیص برخی موارد عملکرد ضعیف‌تری نشان دادند. پیام این مثال این نیست که هوش مصنوعی بد است؛ بلکه این است که تکیه کامل بر ابزار می‌تواند مهارت انسانی را کم‌تمرین‌تر کند.

نگرانی بلندمدت؛ اگر مغز کمتر تمرین کند چه می‌شود؟

درباره اثرات بلندمدت استفاده مداوم از هوش مصنوعی هنوز قطعیت علمی وجود ندارد، اما نگرانی اصلی روشن است: مغز برای سالم ماندن به کنش ذهنی نیاز دارد. وقتی کمتر تحلیل می‌کنیم، کمتر به خاطر می‌سپاریم و کمتر مسئله حل می‌کنیم، بخشی از مهارت‌های شناختی ما کمتر تمرین می‌شوند.

این موضوع را می‌شود با مسیریاب‌ها مقایسه کرد. وقتی همیشه مسیر را به نقشه می‌سپاریم، کمتر به نشانه‌های خیابان، جهت‌ها و حافظه فضایی خودمان توجه می‌کنیم. اگر هوش مصنوعی هم همیشه جای فکر کردن، تحلیل و خلاقیت ما را بگیرد، ممکن است ذهن را به پاسخ آماده عادت دهد. مسئله این نیست که از ابزار استفاده نکنیم؛ مسئله این است که نگذاریم ابزار، جای تمرین ذهنی را بگیرد.

چطور از هوش مصنوعی استفاده کنیم بدون این‌که مغزمان زنگ بزند؟

کلید حل این مشکل در ایجاد یک «هوش ترکیبی» است؛ جایی که انسان و ماشین در کنار هم کارهای سخت را انجام می‌دهند، نه این که ماشین به تنهایی بار همه چیز را به دوش بکشد.

برای این که هم از مزایای این فناوری بهره ببرید و هم مغزتان را فعال نگه دارید، از این راهکارهای کاربردی کمک بگیرید:

  • از تکنیک دشمن فرضی استفاده کنید: از چت‌بات بخواهید نقش یک منتقد سرسخت را بازی کند. ایده‌ی خودتان را به ماشین بدهید و از آن بخواهید با دلیل و منطق به شما ثابت کند که چرا اشتباه است. این کار شما را وادار می‌کند بیشتر به فکر فرو بروید و ایده اولیه را چکش‌کاری کنید.
  • جمع‌آوری اطلاعات با ماشین، تحلیل با شما: از هوش مصنوعی برای پیدا کردن اطلاعات خام، مرتب‌سازی داده‌ها و دسته‌بندی آن‌ها استفاده کنید، اما نتیجه‌گیری نهایی را خودتان انجام دهید. کسانی که به این شیوه کار می‌کنند، معمولاً تصمیم‌های دقیق‌تر و خروجی‌های بهتری نسبت به افرادی دارند که همه‌ی کار را به هوش مصنوعی می‌سپارند.
  • چالش‌ها و اصطکاک‌های مفید ایجاد کنید: از ابزار هوشمند بخواهید به جای دادن پاسخ نهایی، فقط به شما سرنخ بدهد یا با طرح پرسش‌های هدفمند، ذهن شما را به سمت جواب درست هدایت کند. مغز برای سالم ماندن به این درگیری‌های ذهنی نیاز دارد.
  • اول یاد بگیرید، بعد ابزار را روشن کنید: اگر در حال یادگیری یک مهارت جدید هستید، در مراحل اولیه سراغ ابزارهای تولید محتوا نروید. اجازه دهید پایه‌های آن دانش در ذهن شما شکل بگیرد و مسیرهای عصبی مغزتان ساخته شود. وقتی به یک تسلط نسبی رسیدید، می‌توانید برای سرعت دادن به کارها از این ابزارها استفاده کنید.
  • مغزتان را به چالش بکشید: حل جدول، خواندن متن‌های جدید، نوشتن با دست، مسیریابی بدون نقشه؛ هر کاری که مغز را از حالت خودکار خارج کند، به سلامت شناختی کمک می‌کند.

در آخر

هوش مصنوعی ابزار فوق‌العاده‌ای است، ولی اگر همیشه به جای فکر کردن، سراغ جواب آماده‌ی چت‌بات‌ها برویم، آرام‌آرام توانایی‌هایی را از دست می‌دهیم که میلیون‌ها سال طول کشیده تا شکل بگیرند. فکر کردن، قدرت تحلیل و خلاقیت چیزهایی نیستند که بشود بی‌خیال‌شان شد و با عواقبی هم روبه‌رو نشد!

دفعه بعد که خواستید پرسشی را مستقیم به چت‌بات بسپارید، چند دقیقه خودتان فکر کنید. شاید جوابتان به اندازه جواب ماشین تخصصی نباشد، ولی مال خودتان است و مغزتان برایش کار کرده. حالا نوبت شماست؛ آیا تا به حال حس کرده‌اید که دستیارهای هوشمند روی حافظه یا خلاقیت شما تاثیر گذاشته‌اند؟ به نظرتان تعادل بین استفاده از هوش مصنوعی و حفظ توانایی ذهنی کجاست؟

  1. اثر گوگل (Google Effect)، به حالتی گفته می‌شود که وقتی می‌دانیم اطلاعات را هر لحظه می‌توانیم در اینترنت پیدا کنیم، کمتر برای حفظ کردن جزئیات تلاش می‌کنیم. این اثر الزاماً بد نیست، اما نشان می‌دهد ابزارهای دیجیتال می‌توانند شیوه حافظه ما را تغییر دهند. ↩︎
  2. برون‌سپاری شناختی (Cognitive Offloading)، یعنی سپردن بخشی از کار ذهن به ابزار بیرونی؛ مثل استفاده از ماشین‌حساب، تقویم، نقشه یا چت‌بات. مسئله زمانی جدی می‌شود که ابزار فقط کمک نکند، بلکه کاملاً جای تمرین ذهنی ما را بگیرد. ↩︎
  3. تسلیم شناختی (Cognitive Surrender)، یعنی کاربر پاسخ هوش مصنوعی را با کمترین بررسی می‌پذیرد و حتی قضاوت خودش را کنار می‌گذارد. تفاوتش با کمک گرفتن عادی این است که در اینجا کنترل تصمیم کم‌کم از انسان به ابزار منتقل می‌شود. ↩︎
بازبینی: دانیال طبایی

پست‌های مرتبط

مطالب پرنگاه

ویدیوهای نوشدارو

ویدیو های بیشتر

حکایت‌های کوتاه، حقیقت‌های بزرگ

در این بخش، به بررسی دقیق و جامع نشانه‌ها و رفتارهایی می‌پردازیم که ممکن است به کلاهبرداری آنلاین مرتبط باشند. شناخت این موارد می‌تواند به شما کمک کند.

ویدیو های بیشتر

منابع

  1. BBC
    https://www.bbc.com/future/article/20260417-ai-chatbots-could-be-making-you-stupider