نیکلاس بارکلی، نوجوان ۱۳ سالهای از سنآنتونیو تگزاس، در ژوئن ۱۹۹۴ ناپدید شد. حدود سه سال بعد، خانوادهاش خبر گرفتند که او در اسپانیا پیدا شده است؛ اما جوانی که به آمریکا بازگشت، نیکلاس نبود. او فردریک بوردین، مردی ۲۳ ساله و فرانسوی با سابقه طولانی در جعل هویت نوجوانان گمشده بود. مستند The Imposter محصول ۲۰۱۲، داستان این فریب عجیب و پرسشهای حلنشده پیرامون آن را روایت میکند.
فردریک بوردین چگونه خود را جای نیکلاس بارکلی جا زد؟
فردریک بوردین در سال ۱۹۹۷ در یک مرکز نگهداری نوجوانان در اسپانیا حضور داشت و برای فرار از وضعیت خود، بهدنبال هویت یک کودک گمشده آمریکایی گشت. او پس از تماس با مرکز ملی کودکان مفقود و تحت استثمار آمریکا، به پرونده نیکلاس بارکلی رسید و با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده، ادعا کرد همان نوجوان گمشده است.
شباهت بوردین به نیکلاس چندان متقاعدکننده نبود. نیکلاس هنگام ناپدیدشدن پسری سفیدپوست با چشمهای آبی و لهجه آمریکایی بود؛ اما بوردین چشمهای قهوهای، چهرهای متفاوت و لهجه فرانسوی داشت و حدود ده سال از او بزرگتر بود. بوردین موهایش را روشن کرد، یک خالکوبی مشابه ساخت و برای توضیح تفاوتهای ظاهری و گفتاری، داستانی درباره ربودهشدن، شکنجه و سوءاستفاده در اروپا ساخت. او مدعی شد آزارهای دوران اسارت، رنگ چشم و لهجهاش را تغییر دادهاند.
داستان بوردین شامل ادعاهای هولناکی درباره یک شبکه سوءاستفاده از کودکان بود؛ اما ادعای دخالت «پرسنل نظامی مکزیک، آمریکا و اروپا» پشتوانه قابلاعتمادی ندارد و بهتر است در معرفی پرونده تکرار نشود. روایت مستند بر داستان ساختگی ربودهشدن و آزار تمرکز دارد، نه اثبات نقش نیروهای نظامی.
چرا خانواده نیکلاس این فرد را پذیرفتند؟
یکی از پرسشهای اصلی پرونده این است که چگونه خانواده نیکلاس و چند نهاد رسمی، با وجود تفاوتهای واضح، هویت بوردین را پذیرفتند. خواهر نیکلاس برای دیدن او به اسپانیا رفت، هویتش را تأیید کرد و بوردین با اسناد رسمی به آمریکا منتقل شد. او نزدیک به پنج ماه در نقش نیکلاس زندگی کرد تا سرانجام بررسیهای یک کارآگاه خصوصی و پلیس، هویت واقعیاش را آشکار کرد.
این اتفاق فقط نتیجه مهارت بوردین در دروغگویی نبود. اندوه خانواده، امید به بازگشت نوجوان گمشده و تمایل انسان به پذیرفتن اطلاعات هماهنگ با آرزوهایش نیز در موفقیت فریب نقش داشت. انجمن بینالمللی مستند این پرونده را نمونهای از تأثیر انکار، نیاز به باورکردن و کناررفتن تفکر انتقادی در برابر یک شیاد توصیف کرده است.
مستند The Imposter چگونه داستان را روایت میکند؟
مستند The Imposter به کارگردانی بارت لیتون، مصاحبه با بوردین، اعضای خانواده بارکلی، مأموران و افراد مرتبط با پرونده را با تصاویر آرشیوی و بازسازیهای نمایشی ترکیب میکند. نتیجه اثری است که همزمان ویژگیهای یک مستند جنایی و یک تریلر روانشناختی را دارد.
یکی از نقاط قوت مستند این است که فقط نمیپرسد بوردین چگونه دروغ گفت؛ بلکه بررسی میکند چرا افراد مختلف آماده بودند آن دروغ را بپذیرند. فیلم همچنین در بخشهای پایانی، پرسشهایی درباره رفتار خانواده و سرنوشت واقعی نیکلاس مطرح میکند. بااینحال، بعضی از این فرضیهها اثبات نشدهاند و نباید بهعنوان واقعیت قطعی بازگو شوند.
آیا سرنوشت واقعی نیکلاس بارکلی مشخص شده است؟
فاششدن هویت بوردین، معمای اصلی را حل نکرد. نیکلاس بارکلی همچنان در فهرست رسمی افراد مفقود قرار دارد و سرنوشت واقعی او مشخص نشده است. مرکز ملی کودکان مفقود و تحت استثمار آمریکا، پرونده او را با تاریخ مفقودی ۱۳ ژوئن ۱۹۹۴ همچنان فعال نگه داشته است.
The Imposter فقط داستان یک جاعل هویت حرفهای نیست؛ این مستند نشان میدهد ظاهر آشنا، اطلاعات شخصی درست و روایتی احساسی میتوانند حتی نزدیکترین افراد و نهادهای رسمی را فریب دهند. هویت باید با مدارک مستقل، آزمایشهای معتبر و بررسی چند منبع تأیید شود؛ نه صرفاً با شباهت، خاطرات پراکنده یا چیزی که شدیداً دوست داریم حقیقت داشته باشد.